ساعت: ۰۶:۳۸ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۲/۰۲/۳۰ شناسه خبر: 130

۱-مسئولیت ریاست جمهوری یک جایگاه فوق العاده اکتیو و پرتنشی است که می طلبد نیرویی جوان و سرزنده و پرتکاپو در این جایگاه واقع شود.آقای هاشمی با آمدن خود مساله ای به نام « عدم کارآمدی» را در اذهان عموم رقم زد. امروز اجماع تفکرات به این سمت است که قطعا وی در این سمت […]

۱-مسئولیت ریاست جمهوری یک جایگاه فوق العاده اکتیو و پرتنشی است که می طلبد نیرویی جوان و سرزنده و پرتکاپو در این جایگاه واقع شود.آقای هاشمی با آمدن خود مساله ای به نام « عدم کارآمدی» را در اذهان عموم رقم زد. امروز اجماع تفکرات به این سمت است که قطعا وی در این سمت نقش تشریفاتی خواهد داشت و گزینه بالافعل برای ریاست جمهوری خواه ناخواه نزدیک ترین فرد به وی که به زعم بسیاری مهدی هاشمی است خواهد بود. حال قطعاً در کنار کهولت سن آقای هاشمی، بحث قدرت یافتن فرزندان وی-مهدی و فائزه- که سابقه درخشانی در مقابله با نظام و تشویش اذهان و هدایت اغتشاشات خیابانی در فتنه ۸۸ داشته اند و شاید مواضع آنها امروز دیگر برای کمتر کسی پنهان واقع باشد، می تواند یک سم مهلک برای پیاده نمودن همیشگی هاشمی از قطار نظام شود.

۲-تاریخ پس از اتمام دولت سازندگی، این را ثابت نموده است که هاشمی عمدتاً چیزی جزء متوسل شدن به خاطرات نیم قرن گذشته خود و مبارزات انقلاب و جنگ، برای بازگو نمودن و تطهیر خود ندارد. چرا که مواضع هاشمی در دهه ۷۰ و ۸۰ تناقضات زیادی را به خود گرفته است چرا که برای رسیدن یا حفظ  منصب های مختلف چاره‌ای جزء این را ندیده است. ایشان در سال ۱۳۷۸ همزمان با وقایع ۱۸ تیر و کوی دانشگاه، رسما در پشت تریبون نماز جمعه اعلام می دارد که این افرادی که در خیابان هستند، مشتی الوات می باشند که به فکر امنیت و هزینه شدن نظام نیستند و کاملا آنها را نهی نمود. چون آن زمان آن را به نفع نظام که هیچ بلکه به نفع خود نمی دانست. در۲۶ تیر ۱۳۸۸ با حضور در نمازجمعه آخر خود حمایتش را از تمامی اغتشاش گران و زندانیان سیاسی اعلام می دارد و دل گرمی عجیبی به شورشیان می دهد به طوری که بغض شادی در گلوی این گروه حلقه می زند. دلیل این موضع متناقض با قبل وی نیز آشکار است چرا که وهم تغییر در لایه های بالایی نظام وی را فرا گرفته بود و مصلحت خویش را در این می دید که بر این اریکه بتازد شاید نفعی وی را شامل شود. در هر حال هاشمی اگر هم تایید صلاحیت شود چیزی جزء صحبتهای نخ نماشده اقتصادی خود که در دهه ۷۰ موجبات خرد شدن قشر متوسط و ضعیف جامعه شد و متوسل شدن به خاطرات زندان رفتن در زمان شاهنشاهی و تعاریف امام(ره) از خود ندارد.

۳-هاشمی امروز احساس می کند که می شود با سخنان پوپولیستی فکر مردمی که بیش از سه دهه است زیر بار تحریم ایستادگی کردند را به خود جلب کند ولی این از درست تعریف ننمودن صحنه می باشد که این بار چون قبل، دامن گیر شخص او شده است. واقعیت در عمل چیز دیگری است. حافظه تاریخی ملت یارای همه‌ی سالهای فقر و نداری را دارد. امروز ناجی کشور در این فضا، تنها یک فرد عدالت طلب، کارآْمد و مقاوم در برابر غرب است تا مسیر پایانی این پیچ بزرگ تاریخی را به خوبی بپیماید نه اینکه سازشکارانی همچون هاشمی پا به صحنه گذاشته و با له کردن وصیت امام خمینی(ره) دائم بر کوس “سرجنگ نداشتن با اسرائیل” بزنند. دوره اینگونه صحبتهای عوام فریب گذشته است جامعه با واقعیتی به نام مقاومت و پیشرفت مواجه و جانانه این را به اثبات رسانیده است.

۴-حمایت و تعریف از سیاست های هاشمی و به وجد آمدن از حضور هاشمی در انتخابات بیش از اینکه ملت ایران را شامل شود، موجبات سرمستی و خوش رقصی اپوزیسیون و ضدانقلاب ها گشته است. تشخیص ناصالح بودن هاشمی برای ریاست جمهوری جایی متبلور می شود که دشمنان نظام دغدغه آمدن وی را در سر دارند. این ملاک روشنی است برای دست رد زدن به سینه هاشمی در انتخابات ۹۲ چرا که قطعا مصالح دشمنان نظام در گرو آمدن وی می باشد. از سویی نیز نگاهی به اعضای ستاد انتخاباتی هاشمی که در روزهای اخیر منصوب شده‌اند، نشان می‌دهد طیف موسوم به راست سنتی که همواره از همراهان و حامیان او بوده‌اند، هیچ جایی در فعالیت‌های هاشمی ورژن سال ۹۲ ندارند و این تیم اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران در سال ۸۸ است که خط اصلی ستاد هاشمی را هدایت می‌کند. این نیز خود ملاک روشن دیگری برای عدم صلاحیت هاشمی است.

۵-نکته پایانی و مهم این است که چطور هاشمی وارد این گود رقابتی گشته است حال آنکه شخص او و خانواده‌اش عملا در گفتمان و عمل خود این را ثابت نموده اند که اعتقادی به انتخابات ندارند و آن را تشریفاتی محسوب می نمایند. اگر اعتقادی نیست، پس نفس این حضور نشان از قبول این روند نیست؟! باز هم حضور امروز هاشمی برای انتخابات یک بندی از مصالح شخصی وی را آشکار کرد، آنجا که نفع شخصی برا مصالحِ جمع، می چربد. دیروز اگر انتخابات ۸۸ را با رمز تقلب آغاز نمود چون صلاح کار را در آن می دانست که کشور را به فضای غبارآلود مبدل سازد و آن توصیه خانم مرعشی، همسر وی که عملا گفت اگر موسوی رای نیاورد قطعاً تقلب شده است و به خیابان ها بریزید، همه به منافع شخصی آقای هاشمی گره خورده بود. روزی هم در این اوخر بر آزاد بودن انتخابات تاکید می نمود و تلویحاً این آزادی را در انتخابات نمی دید ولی امروز در کمال ناباوری حاضر به آمدن شده است. نکته ای که وجود دارد این است که آقای هاشمی فردا هم اگر تایید شود و رای نیاورد قطعا چون به ضرر خود دیده است، سیاست کهنه تقلب را پیش خواهد کشید و تکرار ماجرا را به نحو دیگری رغم خواهد زد. این تزلزل در نگاه هاشمی تضمینی برای سلامت انتخاباتی او ندارد هر چند که با بیانیه‌هایی کاملاً عقلانی قصه را آغاز نموده است ولی با وجود شناخت از هاشمی، این مسیر پیج و خم زیادی را خواهد داشت.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد