ساعت: ۰۸:۳۰ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ شناسه خبر: 12774

جمهوری اسلامی ایران از موافقان روابط عراق و ترکیه است. بسیاری در منطقه معتقدند که عراق باید به روزهای قبل ( که در جهت چرخش امور خود و همراه با گردش مالی و ثبات در حوزه امنیتی بود) حرکت کرده و تلاش کند در جهان اسلام و اتحادیه عرب نقش آفرینی کند.

parcham torkiye eraghبه گزارش “سیرجان خبر” به نقل از فارس، اخیرا «احمد داوود اوغلو» وزیر خارجه ترکیه در راس یک هیئت وارد بغداد شد و با مقامات ارشد این کشور دیدار کرد. قرار است پس از این سفر، مالکی به ترکیه سفر کند و سپس نخست وزیر ترکیه به عراق بیاید .این سفرهای رسمی در حالی انجام می شود که روابط بغداد – آنکارا در دو سال گذشته درباره مسائل مختلف از جمله پرونده طارق الهاشمی و مناسبات یک جانبه ترکیه با کردستان عراق، رو به تیرگی نهاده بود. نوشتار زیر به بررسی دور جدید روابط عراق و ترکیه می پردازد.

گذشته روابط

دو شاخص مهم در دو سال گذشته روابط عراق و ترکیه را بسیار تحت تاثیر خود قرار داده است. نخست تحولات شمال عراق، که از نظر دولت مرکزی عراق حساسیت برانگیز بوده است و دوم نیز تحولات مربوط به حوزه مسائل سوریه بوده است.

به نظر می رسد که این دو مساله جدا از هم نیست و نمی توان آنها را  از هم جدا کرد. چرا که علت اساسی که روابط عراق و ترکیه را بر هم زده است؛ نوع نگاه متفاوت ترکیه به روابط با حکومت اقلیم و روابط با سوریه بوده با نوع نگاه دولت مالکی است.

در این حین نیز می توان این دو موضوع را از هم جدا کنیم. یعنی موضوع اقلیم و خودمختاری کردها، روابط بین کردها و سرمایه گذاری و حضور ترکیه در شمال عراق و روابطی که در حوزه های امنیتی پیدا کرده خود یک مساله، و موضوع سوریه هم مساله مهم دیگری است.

در واقع سر جمع این دو مساله موجب شده است روابط عراق و ترکیه دچار فراز و نشیب هایی شود. علت اصلی این رویکرد ترکیه آن بود که با توجه به فضای جدید تحولات سوریه، آنکارا در جهت مخالف دولت بشار اسد قرار گرفت، اما دولت عراق در این مسیر حرکت نکرد. در عین حال مخالفت ترکیه با اسد و موافقت عراق با اسد، سبب شد که نفس موافقت و مخالفت دو دولت، موضع گیری ها، حمایت ها و مخالفت هایی را شکل دهد و عملا دو دولت عراق و ترکیه را از هم دور کند.

چالش های اخیر روابط

در واقع نخستین چالش بین عراق و ترکیه، بر سر مواضع دو کشور در مورد سوریه بود. وقتی اردوغان شروع به مخالفت با  حاکمیت سوریه کرد و به تبع آن مباحث امنیتی را به میان کشید و آوارگان  و حضور نیروهای بیرونی را مورد توجه قرار داد؛ نیم نگاهی نیز به همراهی کشورهای همسایه از جمله عراق داشت. در این راستا محور غربی و عربی با این نگاه همراه شد، اما عراق نه.

دوم اینکه اردوغان با توجه به نوع بازی گوناگون و به نوعی غیر قابل جمع ایران و ترکیه در دو زمین جداگانه ، اینگونه بیان کرد که بخشی از نگاه عراقی ها در مساله سوریه منبعث از خود این کشور و بخش دیگر از آن ناشی از موضع گیری های ایران است.

این رویکرد نیز روابط عراق و ترکیه را با چالشهایی همراه کرد. سوم اینکه بخشی از اختلافات عراق و ترکیه به نگاه جداگانه عراق و ترکیه به بحرین، مصر، سوریه و… مربوط بود. چهارم اینکه اردوغان به زبانی زیر پوستی و یا به زبان بی زبانی اختلافات مذهبی در منطقه را مطرح میکرد. در این حال از نوع نگاه و بحث هایی که وی در منطقه مطرح میکرد مشخص بود که وی به دنبال ارایه الگویی مناسبی از اسلام ترکی به عنوان مدلی برای کشورهای خاورمیانه است.

عربستان همچنان به عنوان سردمدار تفکر سلفی گری و حفظ حکومت های اهل سنت در منطقه، عامل اصلی مخالفت ها در عراق است. برخی کشورهای دیگر عربی نیز چون امارات و قطر نیز با عربستان همکاری می کنند. لذا اکنون بیشترین فشار بر ضد دولت عراق و دولت حاکم را دولت هایی که به نوعی مخالف کاهش تنش و یا همکاری دولت عراق با ترکیه هستند، انجام می دهند.

چنانچه سفر معروف اردوغان به مصر و سرمایه گذاری  در مسائل منطقه هم سبب شد تا نگاه اردوغان به تحولات منطقه تا حدی از بحثهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بیرون رفته و گرایش های مذهبی و قومیتی به خود گیرد. این امر شکاف مهم بین این دو کشور را تشدید کرد.

پنجم اینکه در حالی که ترکیه معتقد بود باید برای براندازی حاکمیت در سوریه فعالیت کند، ولی عراق براین نظر بود باید روش های مسالمت آمیزی برای حل و فصل مسائل سوریه پیدا کرد. این تفاوت ها موحب شد ادبیات دو سو هم نسبت به هم تند گردد و حتی در زمان هایی مقامات عراق بخشی از تحولات امنیتی در داخل عراق را (که منبعث از جریان های القاعده و سلفی و.. بود) را به حمایت های ترکیه گره زنند.

گذشته از موارد یاد شده، دخالت آشکار اردوغان نخست وزیر ترکیه در امور داخلی عراق و انتقاد از دولت نوری مالکی نخست وزیر این کشور، سفر بدون هماهنگی وزیر خارجه ترکیه به منطقه کردستان عراق و خرید نفت شمال این کشور بدون توجه به قانون اساسی عراق و کسب اجازه از دولت مرکزی این کشور، از جمله عوامل تنشزای دیگر در روابط دو طرف بود.

شرایط و دلایل نزدیکی مجدد عراق و ترکیه

موضوع اختلافات قبلی بین عراق و ترکیه و به تبع آن موضوع سوریه این نگاه را تقویت کرد که ترک ها بر این نظرند که از راه تشدید اختلافات قومی و شکاف های مذهبی در منطقه، نوعی فرصت بازی را بدست آورند تا در الگو سازی خود موفق باشند. در این فضا نگاه دولت ترکیه در این راستا قرار داشت که از دولت مرکزی عراق سلب مشروعیت و کارآمدی کند.

اما ترک ها اکنون در جهت ایجاد زمینه های دوباره همکاری به ویژه توجه به انگیزه های اقتصادی در عراق به دنبال آن هستند تا از سیاست فرصت سازی برای گرفتن امتیازات بزرگ اقتصادی در عراق بهره برند. یکی از این فرصت ها می تواند کانالهایی که دولت مرکزی را مجاب به روابط بسیار مهم و عمیق با دولت ترکیه کند باشد.

در این بین نقش آیت اله  سیستانی می تواند نقشی مهم و تسهیل کننده باشد. نگاه ترکها به آیت اله  سیستانی به عنوان پدر معنوی دولت عراق است. به همین جهت داوود اوغلو دیداری با آقای سیستانی داشت و به دنبال نوعی تثبیت و تحکیم روابط با دولت عراق و شاید بازگشت ترکیه به سیاست های گذشته بود.

در این راستا این تحلیل مطرح است که ترکیه می تواند با ارائه توضیحاتی آیت اله سیستانی را مجاب کرده و با ارائه راهکارهایی نگاه وی را به رویکرد افزایش روابط با ترکیه جلب کند. در این حال باید توجه داشت که آیت اله سیستانی نگاه مشفقانه ای به موضوع دولت حاکم در عراق دارد و دولت مرکزی را کمک کرده است. لذا شاید بتوان گفت ترکیه به دنبال تاثیر گذاری برای برگشت به صحنه عراق از راه مرجعیت است.

فراتر از این نگاهی که اردوغان و تیم وی به مساله کاهش تنش در روابط عراق و ترکیه دارند آن گونه  که می بینم این نگاه صرفا در مورد عراق نیست و به دیگر کشورهای منطقه هم سرایت خواهد کرد. این امر به انتخابات 2014 در ترکیه مربوط است. یعنی راهی که اردوغان و تیم وی در مسائل مختلف در منطقه طی کرد و به نتیجه نرسید موجب تغییر نگرش ترکیه در آستانه سال 2014  شده است.

جریان های اکثریت عراق، یعنی جریان های شیعه عراقی نسبت به روابط با ترکیه، مثبت است. در این حال هر چند جریان های اهل سنت در عراق چون العراقیه، نقش اپوزسیونی دارند، اما با توجه به این نکته که جریان حاکم در ترکیه لااقل نگاه سیاسی و مذهبی مخالفی با آنها ندارد، لذا با گسترش رابطه با ترکیه موافق هستند.

آنها در این سال باید در معرض انتخاب مردم ترکیه قرار گیرند. یعنی سیاست های دو سال گذشته در مورد سوریه، عراق و تجهیز و تسلیح گروه های شورشی و همچنین مسائل امنیتی داخل ترکیه، مباحث مربوط به کردهای عراق، سیاست های ترکیه در مورد امریکا و اتحادیه اروپا و مجموعه نگاه حوزه دیپلماسی ترکیه به گونه ای بوده است که آنکارا نتوانسته  امتیازات لازمی را بگیرد، لذا ترکیه نوعی بازگشت به فضای مطلوب قبل از  2010 و موضوع  صفر کردن اختلافات با همسایگان و بهره گیری از فضای پیرامونی خود در کشورهای منطقه را دنبال می کند.

بنابراین سفر مقامات ترکیه به عراق، ایران، شمال عراق و همچنین شرایط جدیدی که ترک ها در حال طراحی آن  هستند یادآور این امر است که ترکیه در حال بازگشت به منطقه است. این بازگشت می تواند بدین معنی باشد که آنکارا سیاست های گذشته و یا دو سال گذشته را نامطلوب ارزیابی کرده و به دنبال مدل مطلوب در سیاست خارجی خود است.

این مدل مطلوب می تواند مدل همراهی و همکاری و گسترش همکاری با کشورهای منطقه باشد. لذا در شرایط کنونی ترک ها ایران و عراق را شرکای مطلوبی برای خود می داند. در این حال به نظر می رسد به دلیل مواجهه جدی قبلی با سوریه راه برگشتی به این کشور ندارند و در شرایط کنونی ترکیه توان بازگشت به مسائل سوریه را نداشته باشند، در واقع آنان بازگشت به موضوعات منطقه ای را با نزدیک شدن به انتخابات داخلی پیگیری می کنند.

بازیگران داخلی ترکیه و نگاه به کاهش تنش با عراق

احزاب کردی در ترکیه به دنبال تثبیت هویت خود در ترکیه و سپس به دنبال فضایی برای بازیگری با دولت هستند. یعنی آنها  نخست به دنبال تثبیت هویت خود و بعد به دنبال همکاری با دولت ترکیه هستند. در واقع امتیازاتی که ترکیه برای احزاب کردی در نظر گرفته است برابر با خواسته های آنها نیست.

در این حال احزاب کردی تلاش می کنند تا از دولت امتیاز گیرند و بعد در جهت خواسته های دولت ترکیه عمل کند. در این حال دولت ترکیه تلاش می کند تا از فضا و پتانسیل کردها در جهت جایگاه خود بهره برد، لذا رابطه کردها و احزاب مخالف کرد در ترکیه انتظار برای حرکت گام به گام است.

در بعد دیگری  با توجه به نوع نگاه به آقای اردوغان و موضع دولت در سوریه، فکر میکنم که احزاب مخالفت در ترکیه (چه حزب جمهوری خواه خلق و چه احزاب کردی و …) نگاه منفی ای به دولت دارند. در این حال اگر آنها بازگشتی از سوی دولت در موضوع عراق هم از سوی آنکارا ببینند این امر می تواند به عنوان اهرم فشاری برای کوبیدن دولت اردوغان مورد استفاده قرار گیرد.

چرا که در شرایط کنونی احزاب مخالف بر این باور هستند که رویکردهای قبلی اردوغان اشتباه بوده است. در این بین ممکن است احزاب مخالف ترکیه نسبت به اصل سیاست ها خارجی جدید دولت اردوغان اعتراضی نداشته باشند، اما امکان دارد که این فضا ایجاد گردد که حال که دولت اردوغان در جهت بازگشت به رابطه درست تر با همسایگان است چرا آنچه احزاب مخالفت در سالهای گذشته مورد توجه قرار می دادند( سیاست غلط اردوغان در روابط با سوریه ، عراق و ایران ) را مورد توجه قرار نمی یداد. یعنی این رویکرد دولت را به عنوان نقطه ثقل درستی مواضع خود ارزیابی و با اردوغان مخالفت داشته باشند.

رویکرد بغداد و جریان های عراقی به کاهش تنش با آنکارا

مالکی مدتی پیش زیباری را به آنکارا فرستاد و مقدمات بهبود روابط دو کشور را فراهم کرد. هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق هم اخیرا گفته است که تنش با ترکیه پایان یافته و ما صفحه تازه ای را در روابط دوجانبه باز کرده ایم. در کنار این امر، نخست وزیر عراق هم برقراری روابط برابر و مستحکم میان بغداد و آنکارا را به گونه ای خواستار شده که با تغییر دولت ها و دولتمردان نیز ادامه داشته باشد. در این راستا باید گفت دولت عراق در شرایط کنونی به دنبال تثبیت موقعیت خود در منطقه است.

در این بین وجود اختلافاتی بین دولت مرکزی و اقلیم کردستان عراق هم موجب شده است تا بغداد به کاهش تنش با آنکارا متمایل باشد. یعنی اگر بخواهیم نگاهی واقع بینانه داشته باشیم باید بگوییم اگر نیروهای اقلیم موفق شوند ارتباطات خود را با ترکیه ارتقا دهند، عملا این امر به تضعیف دولت مرکزی می انجامد، لذا بغداد درصدد عادی سازی روابط با ترکیه است.

در شرایط کنونی ترک ها ایران و عراق را شرکای مطلوبی برای خود می داند. در این حال به نظر می رسد به دلیل مواجهه جدی قبلی با سوریه راه برگشتی به این کشور ندارند و در شرایط کنونی ترکیه توان بازگشت به مسائل سوریه را نداشته باشند، در واقع آنان بازگشت به موضوعات منطقه ای را با نزدیک شدن به انتخابات داخلی پیگیری می کنند.

همچنین عراق جدید به دنبال نقش آفرینی مثبت تر و فعالانه تر در منطقه است. در این راستا دولت مرکزی عراق بهتر است با کشورهای منطقه به ویژه همسایه های خود ارتباط وسیع، مثبت و افزایشی داشته باشد تا بغداد بتواند اقتدار خود را حفظ کند. یعنی در شرایط کنونی دولت عراق به دنبال آن است تا با کشورهای موثر منطقه بویژه همسایه ها ارتباط مناسبی داشته و این ارتباط به ارتقای جایگاه و فضای عراق منجر گردد.

در بعد دیگری به نظر می رسد نگاه جریان های مختلف سیاسی در عراق نسبت به ترکیه منفی نیست. در این بین شیعیان  (مجلس اعلا، سازمان بدر، الدعوه و…) و جریان های ملی در جهت تقویت اقتدار دولت مرکزی عراق، موافق عادی سازی و گسترش روابط با ترکیه هستند.

چرا که دولت ترکیه دولت مسلمان و همسایه در منطقه است. همچنین با توجه به تجربه عراق در فضای جهان عرب( بویژه ارتباط با کشورهایی چون اردن و عربستان و کشورهای دیگر منطقه عربی)، ترکیه در مجموع رفتار معقولانه تری از خود نشان داده است. یعنی فشار گذشته کشورهایی چون ترکیه به عراق به اندازه فشار کشورهای عربی به عراق نبوده است. لذا در مجموع نگاه جریان های اکثریت عراق، یعنی جریان های شیعه عراقی نسبت به روابط با ترکیه، مثبت است.

در این حال هر چند جریان های اهل سنت در عراق چون العراقیه، نقش اپوزسیونی دارند، اما با توجه به این نکته که جریان حاکم در ترکیه لااقل نگاه سیاسی و مذهبی مخالفی با آنها ندارد، لذا با گسترش رابطه با ترکیه موافق هستند. در این حال هر چند نگاه ها در عراق بیشتر مذهبی و قبیله ای است، اما آنها مشکلی با دولت ترکیه ندارند.

همچنین جریان های کردی نیز در مجموع در روابط با ترکیه مساله آنچنانی ندارند. مگر اینکه کردهای عراق از این امر هراس داشته باشند که ترکیه از میان جریان های سیاسی در کردستان عراق، یکی را تقویت کرده و به جریان های دیگر فشار وارد کند. بنابراین معدل نگاه گروه ها و احزاب فعال فعلی و کنونی عراق  نسبت به روابط با ترکیه منفی نیست.

مخالفان و موافقان خارجی گسترش  و روابط عراق وترکیه

بعد از شکل گیری دولت دوم عراق بعد از صدام ( یعنی بعد از انتخابات چند سال پیش)، جریان اکثریت یا شیعیان در عراق جان گرفته و حاکمیت را در اختیار گرفتند. در این شرایط عربستانی ها تلاش کردند تا محوری ضد شیعی در منطقه ایجاد کنند. در آن دوره محور ایران، عراق ، سوریه و لبنان یا محور تهران، بغداد، دمشق و بیروت به عنوان یکی از محور های منطقه بود.

سفر مقامات ترکیه به عراق، ایران، شمال عراق و همچنین شرایط جدیدی که ترک ها در حال طراحی آن  هستند یادآور این امر است که ترکیه در حال بازگشت به منطقه است. این بازگشت می تواند بدین معنی باشد که آنکارا سیاست های گذشته و یا دو سال گذشته را نامطلوب ارزیابی کرده و به دنبال مدل مطلوب در سیاست خارجی خود است.

از سوی دیگر هم دولت هایی چون ترکیه، عربستان و قطر جریانی مذهبی را در  منطقه شکل داده بودند. به نظر می رسد آنها حداقل در ابتدای بحران سوریه فکر می کردند که بحران در سوریه نتیجه می دهد و آنها می توانند محصول خود را برداشت کنند و لذا به هم نزدیک شده بودنند، اما اکنون این هماهنگی و همکاری موجود نیست. در این بین اکنون تا حدی فضای همکاری اولیه از بین رفته و ترکها در حال بازگشت به منطقه و ظرفیت سازی داخلی برای حضور در انتخابات هستند و از این محور فاصله گرفته اند.

در این محور عربستان همچنان به عنوان سردمدار تفکر سلفی گری و حفظ حکومت های اهل سنت در منطقه، عامل اصلی مخالفت ها در عراق است. برخی کشورهای دیگر عربی نیز چون امارات و قطر نیز با عربستان همکاری می کنند. لذا اکنون بیشترین فشار بر ضد دولت عراق و دولت حاکم را دولت هایی که به نوعی مخالف کاهش تنش و یا همکاری دولت عراق با ترکیه هستند، انجام می دهند.

در بعد دیگری باید گفت جمهوری اسلامی ایران از موافقان روابط عراق و ترکیه است. بسیاری در منطقه معتقدند که عراق باید به روزهای قبل ( که همراه با دولتی مستقل،  قوی و توانمند در جهت چرخش امور خود و همراه با گردش مالی و ثبات در حوزه امنیتی بود) حرکت کرده و تلاش کند در جهان اسلام و اتحادیه عرب نقش آفرینی کند. یعنی کشورهای همراه با عراق اکنون به دنبال تثبیت نقش عراق و بازگشت عراق به روزهای نقش آفرین قبلی هستند.

لذا کشورهای موافق به دنبال تثبیت دولت مرکزی عراق، بازسازی و افزایش امنیت در عراق اند. در این راستا ایران،روسیه، لبنان و سوریه کشورهایی هستند که با عراق جدید هماهنگی بیشتری داشته و موافق افزایش دیپلماسی عراق هستند. همچنین کشوری چون امریکا باتوجه به ارتباط مناسب با دولت عراق به دنبال تثبیت شرایط کنونی در عراق و تمرکز  مدل مناسب حاکمیتی در عراق بوده و از دیپلماسی و سیاست خارجی عراق در جهت کاهش تنش با ترکیه حمایت می کند.

/دکتر حسن لاسجردی- کارشناس مسائل ترکیه و استاد دانشگاه

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده