ساعت: ۱۰:۵۲ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۲/۱۱/۲ شناسه خبر: 13941

نگاهی گذرا به آنچه که جهان امروز شاهد آن است نشان می دهد که جوامع مخفی با چهره‌های مختلف همچنان به عرض اندام می‌پردازند و با توطئه چینی علیه کشورهای مختلف، صحنه نمایش حوادث جهانی را کارگردانی می‌کنند.

به گزارش“سیرجان خبر” به نقل از فارس،شاید جهان پیچیدگی ها و بحران هایی را که امروز تجربه می کند در هیچ دوره ای از تاریخ خود با آن مواجه نبوده است. بحران های مالی، نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، جنگ های نابرابر، اختلافات قومی و مذهبی و … که هر کدام بخشی از جهان را گرفتار کرده است. و این مسائل به موضوعی روزمره برای مردم تبدیل شده که با وجود ارائه راهکارهای متفاوتی برای برون رفت از مشکلات، مشکلات  فوق  همچنان  به  قوت خود باقی است و راه حل ها به بن بست می خورد.

مرور حوادث و بحران هایی که طی چند سال اخیر در مناطق مختلف جهان رخ داده نشان می دهد که نمی توان آنها را تنها به دلیل قدرت طلبی صاحبان سلطه دانست، بلکه باید به دنبال دست های پشت پرده ای نیز بود که در پسِ چهره غرب، ظهور آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، فرصت مغتنمی برای ثروت اندوزی و بقای آنها به شمار می رود و از این رو رهبران غربی را سپر بلای خود قرار داده اند و خودشان سود و محصول این آشفتگی ها و بحران ها را درو می کنند.

طی یک دهه اخیر، در خاورمیانه جنگ و در غرب بحران های مالی، بیش از هر موضوع دیگری مطرح بوده و واکنش های متفاوتی را در پی داشته است. گروهی، قدرت طلبی و جنگ افروزی کشورهای غربی به رهبری آمریکا را عامل ناامنی در جهان و بروز مشکلات اقتصادی در غرب می دانند و گروهی دیگر عقیده دارند که عده معدودی در جهان هستند که با ایجاد جنگ و آشفتگی اقتصادی به تولید ثروت می-پردازند.

از همین رو باید تمام آنچه را که جهان امروز با آن مواجه است، متوجه آنها دانست. افرادی که خود را اربابان قدرت و ثروت می نامند و آشفتگی و هرج و مرج را تنها راه دست یابی به نظم نوین جهانی یا همان جهان تک حکومتی می دانند.

تشکیلات مخفی تحت امر فراماسون ها که امروزه با استتار ماهیت واقعی خود، در پشت پرده سازمان های سیاسی و اقتصادی بین المللی و یا اروپایی فعالیت می کنند، در جلسات سالانه خود که با حضور قدرتمندترین افراد در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، بانکداری، نظامی و نیز غول‌های رسانه‌ای برگزار می شود، هدایت تحولات جهانی را به دست گرفته اند.

اقلیتی که عروسک گردانی رهبران کشورهای غربی را در جهت سیاست های توطئه آمیز خود به عهده گرفته اند و اطمینان دارند با آنکه اتاق های فکر آنها صحنه های نابرابر جهان امروز را رقم می زند، اما در نهایت بد نامی و مجازات از آن رهبران غرب، و ثروت و سود سرشار ناشی از بحران و آشوب، متعلق به آنهاست. افرادی که برای بقای خود انجمن های سری را شکل داده اند و همچنان تلاش دارند تا مخفی بمانند و کنترل اوضاع جهان را از پشت درهای بسته جلسات خود به دست گیرند.

 

در واقع، این افراد که اغلب آنها یهودی هستند، انجمن های مخفی را که در رأس آنها فراماسونری قرار دارد، به عنوان ابزار کار خود برگزیده اند تا از این طریق بتوانند نظام جهانی مورد نظر خود را شکل داده و به هدف اصلی خود که برپایی« نظم نوین جهانی » و سیطره بر جهان است، نائل آیند. در حقیقت، آنها با برپایی جوامع مخفی، تشکیلات موثری را برای به خدمت گرفتن هوی پرستان و  بردگان پول  و  قدرت در جوامع طراحی کرده اند تا بتوانند به وسیله آن افزایش نفوذ و آرمان نهایی صهیونیزم را در جهان تحقق بخشند.

تشکیلات فراماسونری از گذشته تا امروز

فراماسونری را باید مبدأ و پایگاه اصلی جوامع مخفی ای دانست که ماهیت فرهنگی، سیاسی و یا اقتصادی دارند. « اولین مجمع ماسونی جهان که اسناد و مدارک تاریخی مؤید وجود آن است، تجمعی است که در 24 ژوئن سال 1717 در لندن برگزار شد، موجودیت سازمانی به نام گراند لژ انگلستان را اعلام کرد و فردی به نام آنتونی سایر1  را به عنوان استاد اعظم این نهاد نوپا برگزید».2

« فراماسونری در واقع نهادی است که از درون و پیرامون دربار هانوور 3 بریتانیا سر برکشید و نخستین گردانندگان و فعالان آن هواداران و کارگزاران هانوورها بودند »4 .  « از دهه 1730 به بعد نیز وابستگان سلطنت هانوور و الیگارشی بریتانیا و متحدین آنها، شاخه های فراماسونری را در قاره اروپا گستردند و آن را به عنوان ابزاری برای نفوذ در سایر کشورهای اروپایی به کار گرفتند.

همزمان و پا به پای توسعه طلبی ماوراء بحار، فراماسونری در سایر بخش های جهان نیز گسترده شد و در سده نوزدهم به نهادی مرموز، مقتدر، پرشاخه و جهان شمول بدل گردید». 5سازمان فراماسونری که در حقیقت یکی از شاخه های مخفی و سری فعالیت های یهودی گری  به  حساب  می آید. و از ایدئولوژی صهیونیزم  بین الملل پیروی می کند، در طول قرن بیستم نیز گستره نفوذ خود را در سایر کشورها افزایش داد و نقش بسیار موثری در تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جهان ایفا کرد.

فراماسون ها شعار آزادی، برادری و برابری را ابزار مناسبی برای پیشبرد اهداف خود قرار داده و تشکیلات خود را سازمان برادری می نامند. که در واقع با مخفی نگه داشتن فعالیت های جهان شمولی خود در پشت پرده این شعار، با به راه انداختن جنگ ها و برپایی انقلاب هایی چون« انقلاب فرانسه( 1789) که از خونبارترین انقلاب های جهان است، انقلاب روسیه (1917)، انقلاب صنعتی انگلستان که باعث شد یهودیان نبض اقتصاد انگلستان را به دست گیرند و سیاست های استعمارگری خود را بر کشورهای ضعیف و در عین حال غنی از نظر منابع ثروتی تحمیل کنند، جنگ های استقلال آمریکا و ….»6  گسستگی و هرج و مرج و ناامنی را برای کشورهای اروپایی و به تبع آن مناطق مختلف جهان به ارمغان آوردند؛ به طوری که این کشورها طی دوره های مختلف حیات خود، اگرچه در مسیر رشد صنعتی و پیشرفت های علمی قرار گرفته بودند، اما همزمان بحران های اقتصادی و یا انحطاط فرهنگی و مذهبی را نیز تجربه می-کردند.

چراکه از یک سو، مراکز مهم اقتصادی از جمله بانک  ها، شرکت های بزرگ و سایر منابع ثروت و سرمایه کشورهای اروپایی که از طریق تهاجم استعماری آنها به کشورهای آسیایی و آفریقایی به دست آمده بود، در اختیار فراماسون های یهودی بود و از سوی دیگر، با ابداع مکتب اومانیسم و برتر دانستن قدرت انرژی و ذهن به تضعیف دین و فرهنگ جوامع اروپایی پرداختند.

در حقیقت محافل فراماسونری و تشکیلات وابسته به آن، اتاق های فکر مناسبی بود تا آنها بتوانند صحنه ایجاد حوادث و بحران های بین-المللی را در جهت اهداف خود، یعنی « به سلطه کشیدن دولت ها» و « نابودی دین و اخلاق در جوامع» کارگردانی کنند و به عنوان بازوان و حامیان قدرتمند صهیونیزم برای تشکیل حکومت واحد جهانی به ایفای نقش بپردازند.

روچیلدها  که از اواخر قرن هجدهم تا به امروز سلاطین بی تاج و تخت اروپای غربی و آمریکای شمالی نام گرفته اند ،به عنوان بنیانگذاران نظام بانکی شناخته می شوند. که به منظور تسلط بر ثروت و پول اروپاییان، با برقراری پیوندهای خانوادگی با دیگر خاندان  های ثروتمند یهودی، از جمله واربرگ  ها، کوهن لوب ها، گلدمن ساچزها و شیف ها، یک خانواده بزرگ بانکی را شکل دادند و تمام ثروت اروپا را در اختیار خود گرفتند.

آنها همچنین در راستای اهداف خود، انجمن های مخفی دیگری را که خط مشی آن برگرفته از فراماسونری بود و براساس قواعد و مبانی اعتقادی این تشکیلات فعالیت می-کردند، از جمله « ایلومیناتی، انجمن استخوان و جمجمه، کلوپ بوهیمیان و …»7  را پایه ریزی کردند تا بتوانند برنامه های جهان شمولی خود را سریعتر به پیش ببرند.

در واقع فراماسونرها تلاش دارند در قالب تشکیلات مخفی موجودیت خود را سامان ببخشند و در این راستا تمام ظرفیت های جهانی، به خصوص پتانسیل های غرب را، در عرصه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به خدمت گرفته و کشورهای غربی را بازیچه سیاست های پنهان خود قرار داده اند. به طوری که امروزه آمریکا و سپس انگلستان بیش از هر کشور دیگری به عنوان مهد جوامع مخفی شناخته می شوند و ریشه بسیاری از جوامع مخفی امروزی را باید در این دو کشور جست و جو کرد.

سازمان ها و نهاد هایی از جمله « موسسه سلطنتی امور بین الملل، کمیته 300، که دکتر جان کولمن آن را کانون توطئه های جهانی می نامد، شورای روابط خارجی، کمیسیون سه جانبه، بنیاد راکفلر، باشگاه رم، گروه بیلدربرگرها، فدرال رزور سیستم، اسکال اند بونز »8  و بسیاری نهادهای دیگر که امروزه با اهداف پشت پرده فعالیت می کنند. که در واقع همان سازمان های فراماسونری هستند که فقط تغییر چهره داده اند و با توجه به شرایط جهانی کارکرد هایشان وسیع تر و سازمان یافته تر شده است.

در حقیقت، فراماسونرها از زمانی که با مخالفت های در سطح جهانی، به دلیل افشاگری هایی که علیه آنها صورت می گرفت، مواجه شدند، با تشکیل سازمان های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، با مدیریت رهبران غربی تلاش کردند با منحرف ساختن افکار عمومی، اهداف خود را در قالب سازمان های نوظهور جامه عمل بپوشانند. آنها در این راستا بیش از هر موضوع دیگری به فعالیت های اقتصادی و فرهنگی توجه کردند، چرا که ثروت و نابودی فرهنگ جوامع دو اهرم اساسی آنها در تحقق آرمان هایشان به شمار می رود.

نبض اقتصاد اروپا در دستان تشکیلات مخفی یهود

در واقع این اقلیت، مالکیت اقتصاد، سیاست وابسته به پول، افکار عمومی و صنعت اروپا را در اختیار گرفتند. به طوری که امروزه اقتصاد اروپا از جمله بانک ها، شرکت های بیمه، شرکت های چند ملیتی، داد و ستدهای بین المللی، صنایع نفت، صنایع اسلحه سازی و …. تحت سیطره فراماسون ها به رهبری یهودیان اداره می شوند.

شرکت های عظیمی از جمله جنرال الکتریک، فورد موتورز، فیات، زیمنس، رویال داچ شل، شرکت های گروه برادران لامان ( تأمین کننده لوازم رزمی، وسائل الکترونیکی و قطعات یدکی هواپیماهای پنتاگون)، کارخانه جنرال دینامیک ( تولیدکننده موشک بین قاره ای کروز، زیر دریایی هسته-ای و هواپیماهای مختلف) 9 و صدها شرکت دیگر که تحت حاکمیت آنهاست، نبض اقتصاد جهان را به دست گرفته اند و ثروت های سرشاری را عاید خود می کنند.

امروزه بزرگ ترین تجار اروپایی و آمریکایی نیز وابسته به جوامع مخفی هستند. در واقع یهودیانی که هر کدام به یک لژ فراماسونری یا انجمن سری تعلق دارند با در اختیار گرفتن صنایع و منابع مالی غرب، قدرت مالی خود را در گسترش دادند و « با استفاده از امنیت موجود و اضطراب و آشفتگی اروپا، به کسب درآمد مشغول اند و از تقابل آمریکا و اروپا به سود خویش بهره می برند». 10

ایلومیناتی ها در رأس نظام بانکی اروپا

نظام  بانکداری  نیز به عنوان یکی دیگر از اهرم های آنان برای تسلط بر جهان است. در واقع ایلومیناتی ها که در سال 1776 با انشعاب از فراماسونری فعالیت خود را آغاز کردند، با ابداع نظام بانکی و تأسیس بانک ها و صرافی ها در کشورهای مختلف اروپایی، همچنین تأسیس بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و بسیاری از موسسات مالی اروپایی، راه استعمار ثروت سایر جوامع را بر خود هموار کردند.

روچیلدها11  که از اواخر قرن هجدهم تا به امروز سلاطین بی تاج و تخت اروپای غربی و آمریکای شمالی نام گرفته اند و رهبری ایلومیناتی ها را در جهان بر عهده دارند، به عنوان بنیانگذاران نظام بانکی شناخته می شوند. که به منظور تسلط بر ثروت و پول اروپاییان، با برقراری پیوندهای خانوادگی با دیگر خاندان های ثروتمند یهودی، از جمله واربرگ ها، کوهن لوب ها، گلدمن ساچزها و شیف ها، یک خانواده بزرگ بانکی را شکل دادند و تمام ثروت اروپا را در اختیار خود گرفتند.

فراماسونرها از زمانی که با مخالفت  هایی در سطح جهانی، به دلیل افشاگری  هایی که علیه آنها صورت می-گرفت، مواجه شدند، با تشکیل سازمان  های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، با مدیریت رهبران غربی تلاش کردند با منحرف ساختن افکار عمومی، اهداف خود را در قالب سازمان  های نوظهور جامه عمل بپوشانند.

آنها با دادن وام به کشورهایی که دچار مشکلات مالی و یا گرفتار در جنگ های خانمان سوز بودنند، که هدایت آن نیز بر عهده یهودیان فراماسون بود، و بازپرداخت وام ها با بهره های کلان، شبکه بانکی خود را در سایر بلاد  اروپا گسترش دادند. به طوری که  امروزه نیز بسیاری از بانک های مهم اروپایی و آمریکایی مانند « گروه بانکداری لویدز، بانک سلطنتی اسکاتلند، اچ. اس. بی. سی، بانک کشاورزی، سوسیته جنرال، بی. ان. پی، پاریبای فرانسه، دویچه بانک آلمان، یونی کردیت ایتالیا، یو. بی. اس سوئیس، آی. ان. جی هلند، بانک های آمریکا، نیویورک ملون، استیت استریت، ولز فارگو و موسسات مالی گلدمن ساکس، جی. پی. مورگان چیس، مورگان استنلی، سیتی گروپ در آمریکا» 12 که به عنوان برترین بانک های اروپایی و آمریکایی شناخته می شوند، تحت حاکمیت یهودیان شبکه ایلومیناتی و دیگر جوامع مخفی قرار دارند و نقش مهمی را در بحران های مالی غرب ایفا می کنند.

سایه سنگین تشکیلات مخفی بر بحران مالی غرب

در حقیقت، بحران مالی ای که از بازار مسکن آمریکا در سال 2006-2005، با افزایش تعداد بدهکاران بانکی که قادر به بازپرداخت وام های مسکن خود نبودند سرچشمه گرفت و طی چند سال اخیر بر بسیاری از کشورهای اروپایی سایه افکند، بخشی از اهداف پشت پرده سازمان های مخفی یهودی است. که با وجود اجرای طرح های ریاضت اقتصادی و دریافت وام های کلان از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، همچنان کاهش رشد اقتصادی، کاهش میزان نقدینگی در سیستم بانکی و اعتباری، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش بیکاری و بسیاری مشکلات دیگر به قوت خود باقی است و تا زمانی که سران جوامع مخفی اراده نکنند، غرب از این بحران و عواقب  ناشی از آن نجات نخواهد یافت.

باید اذعان داشت، تشکیلات مخفی تحت امر فراماسون ها که امروزه با استتار ماهیت واقعی خود، در پشت پرده سازمان های سیاسی و اقتصادی بین المللی و یا اروپایی فعالیت می کنند، در جلسات سالانه خود که با حضور قدرتمندترین افراد در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، بانکداری، نظامی و نیز غول‌های رسانه‌ای برگزار می-شود، هدایت تحولات جهانی را به دست گرفته اند. و سیاست ها و تصمیم های هم  جهت با اهداف خود را به شرکت کنندگان در جلسات، برای اجرایی کردن آنها در سرتاسر جهان می سپارند.

سیطره تمام عیار توطئه گران جهانی بر فرهنگ غرب

در حوزه فرهنگ نیز سران جوامع مخفی حضوری فعال و اثرگذار دارند. آنها با در اختیار گرفتن رسانه -های غربی از جمله شبکه های تلویزیونی « فاکس نیوز، BBC،ABC ، NBC و …، شرکت های بزرگ فیلم -سازی مانند اونیورسال(1912)، پارامونت(1914)، یونایتد آتیست(1919)، برادران وارنر(1923)، فوکس قرن بیستم(1935)»،13 روزنامه ها و مجلاتی چون نیویورک تایمز، واشنگتن پست، نیوزویک، تایم، نشنال جئوگرافیک و خبرگزاری هایی مانند، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویترز، خبرگزاری فرانسه و …. به هدایت افکار عمومی جهان در جهت منافع خود می پردازند.

این رسانه ها که متعلق به صهیونیست هاست، به وسیله افرادی اداره می شوند که به یک یا چندین جامعه مخفی از جمله فراماسونری تعلق دارند و سیاست های آنها  مو به مو از طریق این ابزارهای فرهنگی برای سلطه بر جهان پیاده می شود. در واقع آنها با استفاده از این ابزارها به انحراف افکار عمومی جهان از حقایق موجود می پردازند تا بتوانند بدون هیچ مانعی در مسیر اهداف خود حرکت کنند.

این واقعیتی است که امروزه گریبان بسیاری از کشورهای غربی را گرفته و بسیاری از افراد جوامع غرب، بدون آنکه بدانند گردانندگان اصلی مشکلات و بحران هایی که با آنها دست و پنجه نرم می کنند چه کسانی هستند، تنها به سیاست های دولت هایشان اعتراض دارند، غافل از اینکه حاکمان دولت هایشان عروسک های صحنه نمایشِ گردانندگانِ حوادث جهانی اند.

نتیجه گیری

نگاهی گذرا به آنچه که جهان امروز شاهد آن است نشان می دهد که جوامع مخفی با چهره های مختلف همچنان به عرض اندام می پردازند و با توطئه چینی علیه کشورهای مختلف، صحنه نمایش حوادث جهانی را کارگردانی می کنند. در حقیقت آنها تنها راه بقای خود را در هرج و مرج و ناامنی، فساد و بحران در سایر جوامع یافته اند و در این میان رهبران غربی به عنوان خدمتگزاران  واقعی  آنها  انجام وظیفه می کنند.

با اینکه امروزه نویسندگان بسیاری از جمله جان کولمن، جیم مارس، « استفن نایت »14 ، یوری لینا و …. پرده از حقایق انجمن های فراماسونری و سازمان های مختلفی که فعالیت های مخفیانه دارند، برداشته اند اما آنها همچنان تلاش دارند جهان را به صحنه قدرت نمایی خود تبدیل کنند، اگر چه طی سال های اخیر گرفتار شدن غرب در بحران مالی و به تبع آن بیکاری و نارضایتی اجتماعی و همچنین جنگ در خاورمیانه  فرصت مناسبی را برای افزایش قدرت و نفوذ گروه های توطئه گر به وجود آورده است؛ اما از سوی دیگر، عدم اعتماد افکار عمومی جهانی به عملکرد و سیاست های رهبران غربی و اعتراض های  غیر قابل کنترل مردمی در غرب و گسترش بیداری اسلامی در خاورمیانه، دستور جلسات آنها را نیمه تمام گذاشته و مشکلات  غیر قابل پیش بینی ای را برای آنها به وجود آورده است.

گروه هایی که راز موفقیت خود را در ایجاد بحران و رکود اقتصادی جوامع می دانستند و با اسم و رسم دولت های دیگر اهداف خود را جامه عمل می پوشاندند، امروزه بر خلاف تصورشان در مسیر سراشیبی قرار گرفته و توانایی پیش بینی آنچه را که بیداری افکار جهانی رقم می زند، ندارند. از همین رو، باید با نگاهی عمیق تر به آنچه که جهان امروز را احاطه کرده است، بازی سازمان یافته قدرت های پنهان جهانی را بر خلاف جهت مورد نظر آنها هدایت کرد و توطئه های آنها بر علیه بشریت را به خودشان بازپس داد.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده