ساعت: ۰۹:۳۱ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ شناسه خبر: 37256

سفیر سابق ایران در لبنان گفت:برخی کشورهای منطقه مانند عربستان و اسرائیل، دلیلش هم کاملا واضح است چون هردو کشور بایک انگیزه که همانا نابودی جهان اسلام است تاسیس شدند، لذا هردوکشور به مرور زمان مجبور شدند همکاری ها و رایزنی های خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی شدت ببخشند .

به گزارش “سیرجان خبر” به نقل از آرمان کرمان،نشستی در فضای مجازی با حضور سید هادی افقهی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی شمال آفریقا وخاورمیانه در خصوص واکاوی روابط عربستان و رژیم صهیونیستی برگزار شد که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

-با توجه به محوریت بحث واکاوی روابط عربستان و رژیم صهیونیستی سابقه ای از روند سازش و عادی سازی روابط را بفرمایید.

**رابطه رژیم آل سعود با رژیم صهیونیستی به سالهای قبل از تاسیس هردو رژیم و حدودا به سال ۱۹۱۵ میلادی برمیگردد یعنی زمانی که ملک عبدالعزیز آل سعود(مؤسس دولت عربستان سعودى) ، نامه معروف خود را که بادست خودش نگاشته شده بود ، به سر برسی کوکس ( نماینده بریتانیای کبیر) تقدیم کرد .

میتوان گفت طراح و مهندس شکل گیری هردو رژیم توسط استعمار پیر انگلیس است، هدف کلی استعمار هم این بود که عوامل تفرقه وآشوب در جهان اسلام را پایه گذاری کند تا از اتحاد وانسجام و پیشرفت و حرکت امت اسلام به سمت تمدن اسلامی جلوگیری نماید .

لذا دوکانون آشوب در دونقطه مهم ایجاد کرد، اولی در سرزمین شبه جزیره عرب که بعدها بنام کشور عربستان سعودی رسمیت یافت و دومی در فلسطین اشغالی که در سال ۱۹۴۸ از سوی سازمان ملل بنام اسرائیل به رسمیت شناخته شد .

از آن زمان تاکنون روابط بین آل سعود و آل صهیون برقرار بوده وتا کنون ادامه دارد، لیکن به دلیل حساسیت جهان عرب و اسلام نسبت به رژیم غاصب و تثبیت آل سعود در شبه جزیره عرب در راستای ماموریت های محوله از سوی استعمار ، تلاش شد این رابطه مخفی نگهداشته شود، گرچه در برخی مقاطع تاریخی ، شواهدی دال بر روابط بین این دو رژیم منحوس خودنمایی کرد، برای نمونه میتوان مواضع رژیم آل سعود را نسبت به حکومت مصر در زمان بروز اولین و فراگیرترین جنگ اعراب واسرائیل در ۱۹۶۷ م که فرماندهی این نبرد سهمگین به دست جمال عبدالناصر(رئیس جمهور) هدایت می شد .

عبدالناصر از سعودیها تقاضا کرد که نفت عربستان به غربی های حامی رژیم صهیونیستی صادر نشود ولیکن بنا به تعهدات آل سعود به بریتانیا نسبت به حمایت از رژیم صهونیستی، سعودیها به درخواست عبدالناصرپاسخ جدی ندادند.

در بستر تاریخ ، قرائن و شواهدفراوانی می توان یافت که روز به روز این روابط مستحکمتر می شد که نمونه های دیگری ذکر خواهم کرد .

-در حال حاضر تلاش ها برای عادی سازی روابط در چه سطحی است چه تفاوتی با تلاش های قبلی داشته است و چقدر جدی دنبال می شود؟

**پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، منظومه کشورهای هم پیمان استکبار جهانی به وحشت افتاد ودلیل این استیحاش وهراس عدم وابستگی انقلاب اسلامی به شرق وغرب بود، به همین جهت هم ابرقدرت شرق و هم ابرقدرت غرب کمر همت برای نابودی ان بستند علی الخصوص برخی کشورهای منطقه مانند عربستان و اسرائیل،  دلیلش هم کاملا واضح است چون هردو کشور بایک انگیزه که همانا نابودی جهان اسلام است تاسیس شدند، لذا هردوکشور به مرور زمان مجبور شدندهمکاری ها و رایزنی های خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی شدت ببخشند .

به طور مثال در جنگ ۲۰۰۸ بین رژیم صهیونیستی و مقاومت اسلامی به رهبری حزب الله لبنان ، رژیم آل سعود کاملا با رژیم صهیونیستی همآهنگ بود و شبکه جاسوسی خود در لبنان و همچنین ناوگان طویل وعریض رسانه ای خود را در خدمت رژیم صهیونیستی قرار داده بود، پس از پایان جنگ ۳۳ روزه نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی ( ایهوداولمرت ) که بعدا به دلیل پولشویی به زندان افتاد، مدال تشکربه شبکه العربیه تقدیم کرد !! به پاس نگاه واقع بینانه این شبکه به حوادث جنگ ۳۳ روزه ..!!!
اخیرا یکی از مدیران ارشد سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی، فاش کرد که عربستان در زمان جنگ باحزب الله اطلاعات ذی قیمتی در اخیار رژیم صهیونیستی گذاشته است که البته ده ها نمونه دیگر میتوان یادکرد که از حوصله اعضاء محترم خارج است.

حال این سئوال مطرح است که چرا اخیرا این مراوده ها و همکاری ها علنی شده است و چه طرفی بیشتر مایل است که علنی شود، رژیم صهیونیستی یا رژیم آل سعود ؟دلیل اصلی نزدیکی بیشتر این دو رژیم غاصب به یکدیگر وضعیت نابسامان هردوست، بایک نگاه اجمالی به وضعیت درونی و بیرونی هر یک از این دو رژیم ، شاید علل وعوامل این تقارب برای عزیزان آشکارترخواهد شد .

ابتدا نگاه اجمالی به وضعیت درونی آل سعود می افکنیم :
-وجود اختلاف شدیدو رقابت بر سر تصاحب عرش پادشاهی پس از مرگ ملک سلمان ویا از کارافتادگی اش بین فرزندپادشاه یعنی ولی عهد(محمدبن سلمان ) و ولیعهدپادشاه (محمد بن نایف) .
-بحران جدی اقتصادی در عربستان پس از کاهش عمدی قیمت نفت توسط عربستان . عربستان تزریق بیش از نیاز نفت به بازار نمود تا باکاهش قیمت نفت جهانی به ایران و روسیه فشار کمر شکن اقتصادی وارد آید ، حال انکه به دلیل وابستگی شدیدخود عربستان به نفت ، مضرات این اقدام احمقانه و موذیانه اول به خودش رسید .
-جنگ یمن ، در یک برآورد غلط و مغرورانه تصور سعودی ها این بود که حمله پیروزمندانه به یمن و نابودی انصارالله حوثی و… در خلال یکماه به فرجام خواهد رسید حال آنکه اینک بیش از یکسال است که سعودی ها و مؤتلفین عربش ، روز به روز بیشتر در باتلاق یمن غرق میشوند .
-حمایت عربستان از گروههای تکفیری در ابعاد ومقیاس های وسیع مالی ، رسانه ای ، لوجستیکی ، امنیتی و فکری ، تا کنون نه فقط ثمربخش نبوده وهیچکدام از اهداف را به بار ننشانده است بلکه شعله های این آتش افروزی وفتنه گری دامن او را گرفته است.

اما در نگاه به وضعیت بیرونی عربستان شرایط فجیع تر است، به مرور زمان دست داشتن عربستان در حوادث یازده سبتامبرامریکا و انتساب ایدئولوژیکی گروههای تکفیری مانند القاعده و داعش وجبهه النصره و ده ها گروهک تروریستی تکفیری وهابی به عربستان ، ونیز ورود نام عربستان در لیست جنایات جنگی و کودک کشی بچه های یمن ، و گسترش نفوذ آشکار شده است، استراتژیک جریان جبهه مقاومت به رهبری ایران در سطح منطقه ، هم در بعد سیاسی – نهضتی و هم در بعد امنیتی ، عربستان را دچار هیستریک و جنون سیاسی امنیتی کرده است از این رو در جستجوی برون رفتی از این وضعیت نابسامان و تهدید مرگباربر امده است بر این اساس و مبتنی بر قاعده دشمن دشمنم دوست من است ، به فکر تقارب بیشتر به رژیم صهیونیستی افتاد، البته گمانه زنی عربستان بر بهبود روابط ایران و امریکا پس از توافق هسته ای وکاهش نفوذ عربستان ، براین جنون فاجعه بار افزود.

-گفته می شود که رفتار عربستان در نزدیکی به اسرائیل در نتیجه عصبانیت او از نزدیکی آمریکا و ایران است. نظر شما چیست؟و آیا اتحاد میان سعودی و اسرائیل تا چه اندازه می تواند برای منطقه و جهان اسلام خطرناک باشد؟

**وضعیت رژیم در درون با چالشهای متعدد روبرو است:- شکست نتنیاهو در جنگ ۵۲ روزه رمضان ۲۰۱۴ و اسیبها وتحقیر جدی ارتش رژیم در سرکوب جنبشهای جهادی در غزه و مواجهه با موج فزاینده اعتراضات شهروندان اسرائیلی و بسیاری از اعضای کنگره که هنوز پس لرزه های آن کابینه نتنیاهو را تکان میدهد.
-اوج گیری مجدد انتفاضه ( چاقو ) وعدم توانایی کنترل وسرکوب آن.

– بحران امنیتی و مهاجرت معکوس شهروندان به ویژه شهرک نشینان صهیونیستی که بیشترین آسیب را در دو جنگ اخیر دیدند به خارج از اسرائیل .

وضعیت ورژیم صهیونیستی در بعد خارجی به مراتب وخیم تر است: اول اینکه اعلام توافق هسته ای بین ایران و مجموعه (۱+۵) ، قطعا وضعیت رژیم صهیونیستی را بغرنج تر خواهد کرد گرچه هنوز برجام بطور شایسته و قابل قبول به بار ننشسته است و دیگری شکست جنگ نیابتی آمریکا با به خدمت گرفتن گروههای تروریستی به منظور تضعیف و تجزیه جبهه مقاومت ، وتقویت وحفاظت برتری هژمون سلطه استکباری و شکست طرح خاورمیانه بزرگ … دلواپسی و سرخوردگی رژیم صهیونیستی در رسیدن به آمال مستقبلی ، نقش بر آب کرد .
-تشدیدنفرت عمومی جهانی از جنایتهای رژیم صهیونیستی در سراسر جهان مخصوصا کشورهای اروپایی . برخی کشورهای اروپایی خواستار تحقق طرح دو دولت هستند وبرخی پارلمان ها جنایات رژیم صهیونیستی را در حد جرائم جنگی تعریف و تقاضای طرح دعوی علیه این شدند وبرخی کشورها خواهان تحریم کالاهای ساخت اسرائیل شده اند و حتی عده ای از شخصیتهای سیاسی و نظامی و کودک کش رژیم مانند نتنیاهو و لیبرمن و موشه یعالون و برخی ژنرالهای عالی رتبه نظامی از ترس بازداشت و محاکمه ، به کشورهای بلژیک و سوئد و اسپانیا سفر نمی کنند.

-وضعیت اقتصادی رژیم صهیونیستی به دل تصعیدبحران منطقه ای شاهد اضطراب و کسری بودجه شده است که در این راستا میتوان به کاهش سفر توریستهای سراسر جهان به فلسطین اشغالی هستیم.

-پیروزیهای حزب الله لبنان در سوریه و کسب تجربیات جنگاوری گسترده و توسعه و تقویت توان بازدارندگی خود در زمینه های مختلف ، موشکی ، جنگ الکترونیک (جنگال ) ، پهپادها پیشرفته حامل رؤوس جنگی و فنون جنگ اوری و… همه وهمه کابوس بی پایانی برای رژیم صهیونیستی به شمار می آید.

حال با شناخت اجمالی از وضعیت هردو رژیم ، به راحتی میتوان درک کرد که چرا این دو بهم نزدیکتر شده و روابط خود را علنی کردند. اما سئوال دیگری مطرح است که کدام طرف بیشتر اصرار دارد این رابطه را علنی کند؟ به نظر میرسد رژیم صهیونیستی بیستر تمایل دارد این رابطه علنی شود زیرا اهمیت سیاسی تابو شکنی امتناع برقراری رابطه کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی برای اسرائیل فوق العاده است، بخصوص علنی کردن ارتباط با کشوری به حجم و جایگاه اقلیمی و سیاسی و معنوی عربستان، افزون برعربستان ، کشورهای دیگری در خلیج فارس و شمال آفریقا، مانند مغرب و تونس و لیبی و اقلیم کردستان عراق منتظر رسمی شدن رابطه رژیم آل سعود و رژیم صهیونیستی هستند تا آنها نیز با پیروی از عربستان روابط نیمه پنهان خود با رژیم صهیونیستی را علنی و رسمی کنند .

اما سعودی ها معتقدند اعلام این رابطه نیاز به مقدماتی دارد که تحقق این مقدمات، هزینه سلبی این رابطه را به حد اقل برساند، ازاین رو عربستان دست به چند تاکتیک زده است :
-طرح مجدد طرح صلح ملک عبدالله سال ۲۰۰۹ در کنفرانس سران عرب منعقد در بیروت و رایزنیهای علمی و سیاسی بین مقامات غیر رسمی سعودی و اسرائیلی .
-گشودن باب تعامل مطالعاتی و پژوهشی بین مؤسسات تحقیقاتی هردو رژیم بطور غیر رسمی وانفرادی ..مانند سفرهای ژنرال امنیتی دربار عربستان ( أنورماجدعشقی) چهار مرتبه به سرزمین های اشغالی ودیدار با دوری گولد(مدیرکل وزارت خارجه ) و دیگرژنرال هایی که در کشتار مردم غزه دست دارند.

-دیدارهای امیرترکی الفیصل ، رئیس سابق سرویس امنیتی رژیم آل سعود و یعقوب عمیدور( مشاور سابق امنیتی رژیم صهیونیستی) وطرح علنی موضوع تشکیل جبهه متحد عربی – اسرائیلی ضد ایران و جبهه مقاومت و پروژه ایران هراسی وطرح تدریجی باورسازی ومفهوم سازی جابجایی جایگاه ایران و رژیم صهیونیستی در منطقه ..

اما اینکه این روابط الآن در چه سطح است و تا کجا پیش خواهد رفت وچه اهدافی را دنبال میکنند ؛ میتوان به نکات ذیل اشاره کرد :
-روابط حقیقی گرچه مخفی ویا نیمه علنی باشد از روابط رسمی و دیپلماتیک مهمتر و کاربردی تر است .
-علنی کردن رابطه لطمه به همگرایی حد اقلی جهان عرب واسلام خواهد زد ویک پیروزی سیاسی به نفع رژیم صهیونیستی رقم خواهد خورد و خنجری در پشت جهان اسلام زده خواهد خورد.

اما اینکه گفته میشوداین نزدیکی در نتیجه عصبانیت عربستان از نزدیکی ایران وعربستان است ، کلام صائبی نیست به چند دلیل :
-دلیل اول اینکه روابط آل سعود و رژیم صهیونیستی قبل از انقلاب اسلامی است ونمونه همکاری این د و رژیم علیه جهان عرب واسلام ذکر شد .
-اساسا بین آمریکا و ایران بهبودی در روابط حاصل نشده که عربستان عصبانی شود ، بلکه الآن رابطه فیما بین شکننده تر از هر زمان دیگر است، مصداق بارز این مدعی بیانات ومواضع مقام معظم رهبری از یکسو و تحرکات غیر اخلاقی و کارشکنی آشکار در تطبیق عملی تعهدات توافق هسته ای است.

-شاید نکته دیگری قابل ذکر باشد ، وآن تلاش شاهزاده محمد بن سلمان برای نزدیکی به رژیم صهیونیستی به منظور جلب اعتماد لابی صهیونیستی و گروه فشار آنها چه در آیپک و چه در کنگره در راستای حمایت از کسب مقام پادشاهی بعد از پدرش به جای محمد بن نایف که گفته میشود آمریکایی ها و غربی ها بن نایف را پخته تر وشایسته تر از بن سلمان میدانند.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده