ساعت: ۰۳:۳۰ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۲/۰۳/۸ شناسه خبر: 561

انسان درشرایط مختلف با مسولیت های متفاوتی رویارو می شود و در کشاکش این فعالیت هاست که شناخت از وی صورت می گیرد، بنا براین سابقه کاری و فعالیت هر شخص نشان دهنده عمق دلدادگی و دلسوزی به شرایط و محیط  کار اوست. در بحث سوابق فعالیتی یک رییس جمهور هم این نکته بس که […]

rajaee

انسان درشرایط مختلف با مسولیت های متفاوتی رویارو می شود و در کشاکش این فعالیت هاست که شناخت از وی صورت می گیرد، بنا براین سابقه کاری و فعالیت هر شخص نشان دهنده عمق دلدادگی و دلسوزی به شرایط و محیط  کار اوست.

در بحث سوابق فعالیتی یک رییس جمهور هم این نکته بس که تا به حال چگونه  و چطور خود را در فعالیت های پیشین نشان داده است.

شخصی که قرار است ریاست یک جمهوری آن هم از نوع اسلامی را بر عهده گیرد باید در سوابق گذشته اش، تعمق و غور کرد که آیا با چنین خصوصیات فردی وی در گذشته و همچنین التزام و پایداری فعلی قابل اعتماد و وثوق کلی هست یا نه..؟

از این رو با نگاهی اجمالی به سیره معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین) که بزرگترین الگوی جامعه اسلامی هستند می توان به  خصوصیات رئیس جمهور اصلح،لایق و با کفایت پی برد.

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، هم چون: شبانی، کشاورزی و… می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند.

پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
پیشوایان اسلام توصیه و سفارشاتی زیادی در مورد کار و کوشش داشته اند که در حدّ حرف و حدیث نبوده بلکه خود عملا در این مورد پیشگام بودند ، به نمونه هایی از آن اشاره می شود: امام موسی بن جعفر« علیه السلام » در زمین خود مشغول کار و یا گرمی هوا پاهای او در عرق فرو نشسته بود یکی از دوستان به او گفت: چرا این کار را به دیگری واگذار نمی کنی؟ امام به او گفت: « إنّ رسول الله وأمیر المؤمنین و آبائی کلّهم کانوا قد عملوا بأیدیهم و هو من عمل البنیّین والمرسلین و الأوصیا و الصالحین». « پیامبر و امیر مؤمنان و همه ی پیشوایان با دست خویش کار می کردند و این کار پیامبران و رسولان و اوصیاء آنان و صالحان می باشد ». در روایتی دیگر از امام صادق « علیه السلام » می فرماید: « من در برخی از اراضی مزروعی خود کار می کنم و عرق می ریزم با این که کسانی هستند که برای من کار کنند این کار را می کنم تا عملا بگویم خدایا من به دنبال روزی حلال هستم«.
روایتی در تفسیر درّ المنثور از ابن عباس نقل شده است اینکه: « کان ادم حرّاشا ، کان ادریس خیاط و کان نوح نجّار او کان هود تاجرا و کان ابراهیم راعیا، وکان داود زرّا، و کان سلیمان خواصّا ، و کان عیسی سیّاحا ، و کان محمد صل الله وعلیه وآله شجاعا رزقه تحت رمعه » از پیامبران حضرت آدم« علیه السلام » کشاورز و ادریس « علیه السلام » خیاط و نوح « علیه السلام» نجار و هود« علیه السلام » بازرگان و ابراهیم « علیه السلام » چوپان و داود « علیه السلام » زره ساز و سلیمان « علیه السلام » حصیر باف و موسی« علیه السلام » کارگر و عیسی « علیه السلام » جهانگرد و پیامبر اکرم(ص) چوپان و تاجر بود.

بر اساس آنچه در قرآن، عهدین و کتاب‌های تاریخی آمده است، بیشتر پیامبران به کارهایی چون کشاورزی، زره‌سازی، نجاری و تجارت و… اشتغال داشته‌ند. حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) به دست خویش، خانه کعبه را بنا نهادند؛ حضرت نوح (ع) کشتی ساخت؛ حضرت موسی (ع) چوپانی کرد؛ حضرت عیسی (ع) طبابت می‌کرد، حضرت داوود (ع) زره می‌ساخت و حضرت محمد (ص) به چوپانی و تجارت می‌پرداخت.
پیامبر اسلام (ص) آن گاه که ویژگی‌های انسان مؤمن را برای حضرت علی (ع) توصیف می‌کند، با اشاره به صفت پرکاری می‌فرماید: «ای علی، پرکاری از صفات مؤمن است.» همچنین آن حضرت می‌فرماید: «دوست دارم که شخص برای تأمین مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببیند. ».

کار از دو نظر اهمیتی حیاتی دارد:

1ـ قانون طبیعت و سنت های حاکم بر نظام آفرینش.

2ـ قانون شریعت و برنامه های آن.

کار، در قانون طبیعت نیز از دو جهت اهمیت دارد:

1ـ از نظر قانونمندی های عمومی حاکم بر طبیعت.

2ـ از نظر قوانین طبیعی حاکم بر وجود انسان و رابطه آن ها با قوای روانی و بدنی او.

در دو حدیث از امام رضا (علیه السلام)، کار در نظام تکوین و نظام تشریع مطرح شده است.

از نظر قانون طبیعت، کار وسیله ای است برای فعالیت یافتن آثار پدیده های طبیعی و آماده سازی آن ها برای بهره برداری انسان. هر کالایی که مورد استفاده انسان قرار می گیرد، به کمک کار کارگری آماده بهره برداری قرار گرفته است.

کار، در ارتباط با قوانین حاکم بر وجود انسان نیز، ابزاری است برای بودن و شدن آدمی و به فعلیت رسیدن نیروهای جسمی و عقلی وی و رشد و شکوفایی استعدادهای فطری و درونی شخصیت او.

فرهنگ سازی در زمینه ی کار مولد اصرار آیات به انجام عمل صالح و تصریح و تأکید احادیث و روایات به کار و تلاش سازنده و مفید و مولد بیانی است برای تبیین ارزشی کار مولد در جامعه. بدین جهت است که در سیره ی معصومین علیهم السلام بر کار و کوشش تأکید بسیاری شده است و انسان ها از بیکاری، تن پروری و تنبلی منع شده اند.
در آموزه های معصومین علیهم السلام رابطه ی فقر و بی کاری رابطه ی معناداری است؛ همچنان که ارتباط بین فقر و کفر نیز از نظر آنان غیرقابل دفاع است؛ زیرا که: «کاد اللفقر ان یکون کفرا» از این رو، امامان معصوم علیهم السلام به خود اجازه نمی دادند نیرویی که خداوند در وجود آن ها قرار داده است به بی کاری و بیهوده گی صرف شود و تأکید داشتند که مسلمانان باید از این استعداد خدادادی و موهبت گران قدر الهی حداکثر استفاده را ببرند. و آن را در جهت خدمت به خود و جامعه و همنوعان خود به کار گیرند.
در نگرش معصومین علیهم السلام کار کردن یک وظیفه ی الهی و انسانی است. توازن اجتماعی نیز نتیجه ی کار مولد و فرصت های برابر است؛ آن چنان که هر فردی بتواند از تمام توانایی خود در کار استفاده کند و از بابت کار و تلاش خود پاداش دریافت کند.
بنابراین، گستره ی فعالیت های تولیدی در سیره ی معصومین علیهم السلام، خود دلیلی بر اهمیت کار و کوشش به عنوان یکی از اصول مهم راهبردی در رفتار های اقتصادی آنان برای تأمین نیاز های فردی و اجتماعی به حساب می آید.در بینش معصومین علیهم السلام به همراه تلاش و کوشش مادی و بدنی برای به دست آوردن درآمد و کسب روزی و افزایش آن، استفاده از عوامل معنوی مانند دعا و توجه به خدا و خواستن از او و توکل بر او نقش بسزایی دارد. از منظر معصومین علیهم السلام متکفل رزق و روزی همه ی موجودات از جمله انسان خداست «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُوالقُوَّهِ المَتینُ»،خداوند روزی دهنده ی همه ی موجودات و دارای قدرتی استوار است.

از جمله اصول راهبردی در سیره ی اقتصادی اهل بیت علیهم السلام، که بسیار حائز اهمیت می باشد، اهتمام و توجه آن ها به حلیت درآمد است.
در نگرش آنان به دست آوردن روزی حلال، خود عبادت و بلکه بهترین و برترین عبادات است. در حدیث قدسی در اهمیت کسب در آمد حلال چنین آمده است که: «العباده عشره اجزاء، تسعه منها طلب الحلال ….»؛ عبادت و بندگی خدا دارای ده جزء است که نه جزء آن را به دست آوردن روزی حلال تشکیل می دهد .

البته آن چه از آموزه های معصومین علیهم السلام به دست می آید، دست یابی به در آمد حلال کار آسانی نیست.
امام صادق علیه السلام، «مصادف»، خدمتکار خود را با دادن هزار دینار سرمایه روانه ی مصر برای تجارت نمود. وی با کاروانی تجاری به مصر رفت. کاروانیان با فهمیدن نایاب شدن کالایشان در مصر فرصت را عنیمت شمرده و قیمت کالا را دو برابر نمودند و در نتیجه با سودی دو برابر به مدینه برگشتند.
هنگامی که مصادف خدمت امام صادق علیه السلام رسید و دو هزار دینار در مقابل آن حضرت علیه السلام گذاشت، آن حضرت علیه السلام از ایشان ماجرای آن همه سود را جویا شدند و وقتی دانستند که آن سود از طریق تبانی و ایجاد انحصار و بازار سیاه به وجود آمده است، از گرفتن آن امتناع نموده و فرمودند: «یا مصادف مجالده السیوف اهون من طلب الحلال» ؛ ای مصادف مبارزه با شمشیر از به دست آوردن مال حلال آسان تر است.
در سیره ی معصومین علیهم السلام سود های بادآورده ای که گاه از طریق تجارتی صوری و یا انحصاری و گران فروشی به دست می آید، هرگز مورد پذیرش نبوده و مردود شمرده می شود.

در سیره ی اقتصادی معصومین اصل خیرخواهی و نفی فریب در رفتار های اقتصادی یکی از مهم ترین زیر ساخت های احکام و اخلاق اقتصادی را تشکیل می دهد. در سیره ی اهل بیت علیهم السلام، در رابطه با فریب و نیرنگ در داد و ستد ها، نکوهش فراوانی شده است و پیامد ناگوار چنین عملی، بی برکتی و تنگنای معیشتی و دوری از توجه حق دانسته شده است.
به تعبیر پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله «من غش اخاه المسلم نزع الله منه برکهَ رزقه و افسد علیه معیشته و وکله الی نفسه»
در آموزه های معصومین علیهم السلام شیوه ی استفاده از سرمایه های مادی به اندازه ای حائز اهمیت است که در حدیثی امام صادق علیه السلام بقای اسلام و مسلمین را متوقف بر مدیریت صحیح اموال و بودن آن را در دست کسانی که این مدیریت را بدانند می داند.
« ان من بقاء المسلمین و بقاء الاسلام ان تصیر الاموال عند من یعرف فیها الحق و یصنع المعروف و ان من فناء المسلمین ان تصیر الاموال فی ایدی من لا یعرف فیها الحق و لا یصنع فیها المعروف» ؛ بی تردید، بقای مسلمین و اسلام در این است که ثروت ها، در دست کسانی باشد که شیوه ی به کارگیری صحیح آن را می دانند؛ همچنان که نابودی اسلام و مسلمین در این است که ثروت ها در اختیار کسانی باشد که از مدیریت درست و سالم آن بی خبرند.

اسلام، مردم را برای برطرف کردن نیازهای زندگی، به کار و کوشش امر کرده، از بیکاری، تنبلی و سربار دیگران شدن به شدت منع نموده است.
قرآن کریم می فرماید: به تحقیق شما را در زمین مسلط کردیم و برای شما در آن وسایل و مایه های زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آنچه در آن است، استفاده برید و شکرگزارید، ولی) شما اندک شکر می کنید.

پس چون نماز به پایان رسید، در زمین پراکنده شوید و از فضل و احسان خدا یاری جویید.

خداوند از رحمت خود، برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب بیارامید و (در روز) از فضل او بجویید؛ شاید شکرگزار باشید.
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) افراد تنبل و بیکار را که تن به کار نمی دهند و می خواهند از دست‌رنج دیگران استفاده کنند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، می فرمایند: «از رحمت خدا دور است کسی که با زندگی خود را به گردن دیگری بیندازد. ملعون است، ملعون، کسی که اعضای خانواده اش را در اثر ندادن نفقه تباه کند».

امام باقر(علیه السلام) یارانش را به کار و کسب تشویق می کرد، از شغل آنها می پرسید و اگر بیکار بودند، سفارش می کرد به کاری مشغول شوند و می فرمودند: «من کسی را که کار و کاسبی را رها کرده و به پشت بخوابد و بگوید: خدایا! روزی‌ام ده، دشمن دارم». ایشان به یکی از یارانش که بیکار بود، فرمودند: «مغازه ای بگیر و جلویش را جاروب کن و آب بپاش و بساطی در آن بگستر. چون چنین کنی، وظیفه ات را انجام داده ای». آن گرامی تنها سفارش به کار نمی کرد، بلکه خود نیز به باغ و مزرعه خویش می رفت و حتی در هوای گرم تابستان، عرق ریزان کار می کرد.

امام صادق‌(علیه السلام) فرموده اند: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش تلاش می کند، همانند مجاهد در راه خداست».
بزرگان هم کار می کردند!پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه و آله و سلم) نه تنها با راهنمایی ها و زمینه سازی های خود، موجب هدایت افراد به سوی میدان های کاری می‌شد، بلکه خود نیز عملاً وارد صحنه شده، هم‌دوش با دیگران کار می کرد.هنگامی که مسجد قبا و مسجدالنبی ساخته می شد، ایشان هم دوش دیگر مسلمانان کار می کرد. آن حضرت سنگ‌های کوچک و بزرگ را برمی داشت و آنها را به محل ساختن مسجد می برد. گاهی هم که مردی از اصحاب نزدش می آمد و التماس می کرد که یا رسول الله! پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم، حضرت می فرمودند: «نه، تو هم سنگ دیگری بردار».

این عمرو می گوید:  روزی امام صادق(علیه السلام) را در یکی از باغ ها ملاقات کردم. آن حضرت لباس مخصوص کار پوشیده بود و بیل به دست گرفته، در باغ خویش مشغول کشاورزی بود. چنان فعالیت می کرد که عرق از پیشانی مبارکش می ریخت. گفتم: فدایت شوم! بیل را بدهید تا من کار کنم. فرمودند: «دوست دارم آدمی برای کسب روزی حلال در برابر آفتاب آزرده شود».
کار، قبیح نیست!روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. یاران پیامبر گفتند: اگر این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خود را در راه خدا مصرف می کرد، چقدر شایسته ستایش بود. حضرت فرمودند: این سخن را مگویید. اگر این جوان برای تأمین معاش می کوشد و انگیزه او بی نیازی از دیگران است، در راه خدا قدم برداشته. اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار می کند. اگر هم مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدسی دارد.
بوسه بر دست کارگر: هنگامی که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جنگ تبوک برمی گشت، سعد انصاری، یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با او دست داد، لمس دست های زبر و خشن مرد انصاری، حضرت را تحت تأثیر قرار داد و برای همین از او پرسید: چرا دستان تو این‌طور کوفته و خشن شده، آیا ناراحتی خاصی به تو رسیده؟ عرضه داشت: یا رسول‌الله! خشونت و زبری دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آنها زحمت می کشم و مخارج خود و خانواده ام را تأمین می کنم. در این هنگام، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست او را بوسید و فرمودند: «این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد».
احترام به همه شغل هاحضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومان(علیهم السلام)، مسلمانان را به کار و تلاش توصیه می کردند و برای مشاغل تولیدی، صنعتی، تجاری و دیگر شغل ها، اهمیت خاصی قائل بودند. در اینجا به نقل برخی گفتارهای آنان راجع به بعضی مشاغل می پردازیم:
خانه‌سازی:امام صادق(علیه السلام) به فردی که در اثر جهل و غرور تن به کار نمی داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمودند: «برو کار کن و در بالای سرت بار حمل کن و از مردم بی نیاز باش. همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم( سنگ ها را به‌دوش خود حمل می کرد و دیوار خانه اش را می ساخت».
باغ‌داری:امام علی (علیه السلام) به سلمان فرمودند: «باغی را که پیامبر با دستان خویش آن را ساخته و درخت هایش را کاشته است، برای فروش به مشتریان عرضه کن» و سلمان هم باغ پیامبر را فروخت. همچنین پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت به ثمر برسد، خداوند متعال در مقابل آن درختی در بهشت قرار می دهد».
دامداری:روزی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «تمام پیامبران الهی پیش از آنکه به مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کردند.» از ایشان سؤال شد: آیا شما هم چوپانی کرده اید؟ فرمودند: «بلی، من مدتی گوسفندان اهل مکه را به چراگاه برده ام».
راه سازی:امام صادق(علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «پیامبر اعظم(ص)، یکی از راه های عمومی را که آب، آن را خراب کرده بود، با چیدن سنگ تعمیر کرد. به خدا سوگند! انسان ها و چهارپایان تا این لحظه از آن استفاده می کنند».
کشاورزی: حضرت امام صادق‌(علیه السلام) فرمودند: آن روز که آدم ابوالبشر از بهشت به زمین رانده شد و نیاز به غذا و آب پیدا کرد، با حضرت جبرئیل به مشورت پرداخت و از او یاری طلبید. جبرئیل آدم را چنین راهنمایی کرد: «ای آدم! اگر می-خواهی نیازمندی های خود را برطرف کنی، کشاورز باش و به زراعت بپرداز» و این‌گونه بود که پدر انسان ها، نخستین کشاورز روی زمین شد.
روزی یکی از یاران امام صادق(علیه السلام) از ارزش کار دهقانان پرسید، امام پاسخ فرمودند: «همه پیامبران الهی جز حضرت ادریس(ع)، از راه کشاورزی امرار معاش می کردند، ولی حضرت ادریس به کار خیاطی مشغول بود».
صنعت:امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «ساختن، آموختن و کار کردن با انواع و اقسام آلات و ادواتی که بندگان خدا به آنها نیاز دارند و منافع ایشان در آنها و قوام زندگی شان به آنهاست، حلال است».
تجارت: امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «تجارت را وامگذارید که خوار می شوید. تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.» همچنین امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «تجارت کنید که در تجارت برای شما بی نیازی است از آنچه مردم دارند، و خداوند عزّوجل، پیشه ور امین را دوست دارد.
پرستاری:امام صادق(علیه السلام) می فرمایند که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که برای برآوردن نیاز بیماری تلاش کند، خواه نیاز او برآورده شود یا نه، همانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان پاک می شود.
امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «یکی از عواملی که موجب شد یوسف را فردی نیکوکار بدانند، این بود که در زندان به پرستاری از بیماران اهتمام می ورزید و از آنان مراقبت می کرد».

چند شغله بودن: از روایات ائمه(علیه السلام) به دست می آید که چند شغل داشتن، در نظر اسلام چندان پسندیده نیست.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «کسی که توان و همتش را در یک شغل به کار گیرد، خداوند در آن کار یاری اش می کند و هرکس توان و همتش را در چند شغل به کار گیرد، خداوند او را رها خواهد کرد».

پیامبر اکرم (ص) ، حضرت فاطمه زهرا (س) و ائمه معصومین در طول زندگی هیچ گاه دست از کار و تلاش برنداشتند. پیامبران دیگر نیز در زندگی، اهل کار و تلاش جدی بودند.
یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: امام را در حالی که جامه خشنی به تن وبیلی در دست داشت، در باغ خودش سرگرم کار دیدم. عرق از پشت سرش جاری بود.به امام گفتم:«بیل را به من بدهید تا به جای شما کار کنم.»
فرمود:« انی احب ان تیاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشه» (من دوست دارم که مرد در راه اداره زندگی، با حرارت خورشید اذیت شود و به رنج بیفتد.

یکی از یاران امام هفتم می‌گوید:امام را عرق‌ریزان در حال کار بر زمینی دیدم. به امام گفتم:«خدمتکارانتان کجایند که شما کار می کنید؟!»فرمود:«آن کس که بهتر از من و بهتر از پدرم بود، با دست خودش در زمینش بیل زده است.»
پرسیدم:«او کیست؟»
فرمود:«رسول خدا و امیرالمؤمنین و اجدادم. تمام آنها با دست‌های خویش کار کرده‌اند. کار و تلاش، برنامه پیامبران و فرستادگان آسمانی و اوصیاء و صالحان است.»
امام صادق علیه السلام می فرماید:
امیرالمؤمنین علیه السلام هیزم می‌آورد و آب تهیه می‌کرد و جارو می‌کرد، و فاطمه زهرا سلام الله علیه گندم آرد  می کرد و خمیر می ساخت و نان می پخت. خدا فرموده است: ملعون من القی کله علی الناس؛ (کسی که بار اداره زندگی را به عهده دیگری بگذارد از رحمت خداوند به دور است.)
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
هم چنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

این است که در احادیث می‌‌خوانیم، سود مؤمن از مؤمن رباست، مگر اینکه برای تجارت و کسب و کار، کالایی را به او بفروشد و در این صورت سودی اندک از او بگیرد. امام صادق(ع) سود صددرصدی حاصل از فروش کالا به خاطر کمیابی آن در شهر و نیازمردم به آن را نمی‌ستاند. و یا آن گاه که فردی می‌خواهد با انحصار در خرید، ملک دیگری را به قیمت ارزان از دستش درآورد، او را به شدت از این کار برحذر می‌دارد.

کار، وسیله تقرب به خداوند
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: « نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید».

از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

 / قاسم فتاحی

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد