ساعت: ۰۷:۴۰ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۴/۱۲/۵ شناسه خبر: 33712

حضرت زهرا (س) با ابوبکر بیعت نکرد و قاطعانه در مقابل او ایستاد و در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت امام علی (ع) خطبه‌ای خواند که به فدکیه معروف است و فاطمه (س) اندکی پس از رحلت پیامبر (ص)، در روز سوم جمادی الثانی سال ۱۱ق. در مدینه درگذشت و شبانه و مخفیانه دفن شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی “سیرجان خبر” حضرت زهرا (س) با ابوبکر بیعت نکرد و قاطعانه در مقابل او ایستاد و در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت امام علی (ع) خطبه‌ای خواند که به فدکیه معروف است و فاطمه (س) اندکی پس از رحلت پیامبر (ص)، در روز سوم جمادی الثانی سال ۱۱ق. در مدینه درگذشت و شبانه و مخفیانه دفن شد.

پدر فاطمه (س) پیامبر اسلام (ص)، و مادرش خدیجه دختر خُوَیلد بن أسد بن عبد العُزّی بن قُصَی بن کلاب است.، همسر امام علی (ع) و یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) است، او نزد شیعیان دوازده امامی یکی از چهارده معصوم است و امام دوم و سوم شیعیان از فرزندان او هستند و فاطمه(س)، تنها زن همراه پیامبر (ص) در روز مباهله با نصارای نجران بود.

وی با ابوبکر بیعت نکرد و قاطعانه در مقابل او ایستاد و در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت امام علی (ع) خطبه‌ای خواند که به فدکیه معروف است و فاطمه (س) اندکی پس از رحلت پیامبر (ص)، در روز سوم جمادی الثانی سال ۱۱ق. در مدینه درگذشت و شبانه و مخفیانه دفن شد.

فاطمه(س) دارای چندین لقب است: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، مبارکه، بتول و…. که در بین آنها، لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است و گاه با نام او همراه می‌آید (فاطمه زهرا) و یا به صورت ترکیب عربی (فاطمه الزهراء). زهرا که در تداول بیشتر به جای نام او به کار می‌رود، در لغت به معنای درخشنده، روشن است و بنا بر روایتی نام وی در آسمان‎ها منصوره است و فاطمه(س) دارای چند کنیه است که معروفترین آنها ام ابیها، ام الائمه، ام الحسن، ام الحسین و ام المحسن می‌باشد.

ولادت

در منابع شیعه و اهل سنت در مورد چگونگی انعقاد نطفه فاطمه روایاتی وجود دارد، که قائل هستند رسول خدا به دستور خدا چهل شب از خدیجه کناره گرفت و پس از ۴۰ روز عبادت و روزه‌داری و سپس با رفتن به معراج و خوردن از طعام یا میوه بهشتی، نزد خدیجه آمد و نور فاطمه در وجود خدیجه قرار گرفت.

مکان تولد فاطمه، مکه و در خانه پیامبر (ص) بوده است اما درباره تاریخ ولادتش در منابع شیعه و سنی، اختلاف نظر وجود دارد، اهل سنت ولادت وی را پنج سال پیش از بعثت رسول خدا (ص) و در سال تجدید بنای کعبه نوشته‌اند اما کلینی در کافی می‌گوید: ولادت فاطمه پنج سال پس از بعثت روی داد بنابراین، ولادت او باید در سال بعثت رسول خدا(ص) بوده باشد و این قول مطابق نظر شیخ طوسی است که سن فاطمه را هنگام ازدواج با علی (پنج ماه پس از هجرت) ۱۳ سال می‌داند که در تقویم شیعه روز ۲۰ جمادی‌الثانی روز ولادت زهرا(س) است و این روز را امام خمینی روز زن نامید و در تقویم ایرانیان به نام روز زن (همچنین روز مادر) ثبت شده است.

دوران کودکی

فاطمه (س)، در خانه پدرش رسول خدا (ص) و تحت تعلیم و تربیت دینی وی پرورش یافت و دوره کودکی او -که دوره نضج گرفتن اسلام و محدودیت‌های ایجاد شده مشرکان بر مسلمانان است- دوره سراسر آزمایش و شکنجه برای مسلمانان است.

در این دوره، محاصره اقتصادی و اجتماعی در درّه خشک و سوزان شعب ابی طالب اتفاق افتاد که با گرسنگی و تشنگی و رنج همراه بود و مرگ عزیزان فاطمه (س) نیز در این دوره بود: مادرش خدیجه (س) و همچنین عموی پیامبر (ص) ابوطالب به عنوان اصلی‌ترین حامی پیامبر (ص) در سال دهم (عام الحزن) رخ داد و در همین دوره بود که به دلیل حمایت‌های فاطمه (س) از پدرش و دلجویی‌هایش از وی، پیامبر (ص) به وی لقب “ام ابیها” داد که نشان از مقام و منزلت وی نزد پیامبر (ص) دارد.

ازدواج

ازدواج فاطمه (س) با علی (ع) در سال دوم هجری [در مدینه صورت گرفت و کابین دختر پیغمبر ۴۰۰ درهم یا اندکی بیشتر و یا کمتر بود که امام علی (ع)، یکی از وسایلش را فروخت و این پول را به دست آورد و بهای آنرا نزد پیغمبر آوردند.

رسول خدا(ص) بی‌آنکه آن را بشمارد، اندکی از پول را به بلال داد و گفت: ‏با این پول برای دخترم بوی خوش بخر! سپس مانده را به ابوبکر داد و گفت:‏ با این پول آنچه را دخترم بدان نیازمند است آماده ساز و عمار یاسر و چند تن از یاران خود را با ابوبکر همراه کرد تا با صلاحدید او جهاز زهرا را آماده سازند.

فرزندان

دختر پیغمبر(ص) را از علی (ع) فرزندانی است که دو پسر به نام‌های حسن و حسین (ع) و دو دختر به نام زینب و ام کلثوم نام دارند که هیچ یک از نویسندگان سیره و مؤلفان تاریخ در وجود این چهار فرزند تردیدی ندارد، امام حسن (ع) در نیمه ماه رمضان سال ۳ هجری و امام حسین (ع) در شعبان سال ۴ متولد شده است.

تذکره نویسان شیعه و گروهی از علمای سنت و جماعت فرزند پسر دیگری را برای دختر پیغمبر بنام مُحَسَّن نوشته ‏اند و مصعب زبیری نویسنده کتاب نسب قریش که در ۲۳۶ق مرده از مُحَسَّن نامی نبرده است.

اما بلاذری (متوفای ۲۷۹ق) می‌نویسد: فاطمه برای علی (ع)، حسن و حسین و مُحَسَّن را زاد که محسن در خردی در گذشت و نیز می‌نویسد: چون مُحَسَّن متولد شد پیغمبر(ص) از فاطمه پرسید: او را چه نامیده ‏اید؟ گفت:‏ حَرب. فرمود: نام او مُحَسَّن است.

قناعت و ساده‌زیستی

فاطمه (س) در پوشاک و خوراک به حداقل قناعت می‌کرد و بر خود سخت می‌گرفت و کارهای خانه را نیز به عهده دیگری نمی‌گذاشت، از کشیدن آب تا جارو کردن خانه، دستاس کردن ذرت یا گندم، نگاهداری کودک، همه را خود به عهده می‌گرفت.‌گاه با یکدست دستاس می‌کرد و با دست دیگری طفلش را می‌خواباند.

همسرداری

در روایات آمده است که پیامبر(ص) به خانه فاطمه(س) و علی(ع) آمده و آنها را مورد محبت و ملاطفت بسیار قرار داد و از فاطمه(س) پرسید: شوهرت را چگونه یافتی؟ فاطمه(س) پاسخ داد: بهترین شوهر است، سپس سفارش فاطمه(س) را به علی(ع) و سفارش علی(ع)را به فاطمه(س) کرد، علی(ع) فرمود: به خدا سوگند از آن روز به بعد تا فاطمه(س) زنده بود، کاری نکردم که او را به خشم آورد و بر هیچ کاری او را مجبور ننمودم، و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورده و در هیچ کاری نافرمانی مرا نکرد و به راستی هر وقت به او نظر می‌کردم غم و اندوهم برطرف می‌شد.

رابطه با پدر

پس از جنگ احد به زهرا خبرمی‌دهند که پدرش در جنگ آسیب دیده است؛ سنگی به چهره او رسیده و چهره‏‌اش را خونین ساخته است. او با دسته‏‌ای از زنان برمی‌‏خیزد؛ آب و خوردنی بر پشت‏ خود برمی‌‏دارند، به رزمگاه می‌روند. زنان، مجروحان را آب می‌‏دهند و زخم‏‌های آنها را می‌‏بندند و فاطمه جراحت پدر را شست و شو می‌دهد و خون بند نمی‌‏آید که پاره بوریائی را می‌‏سوزاند و خاکستر آن را بر زخم می‌‏نهد تا جریان خون قطع شود.

در این جنگ، حمزه عموی پیامبر(ص) و بیش از ۷۰ تن از مسلمانان شهید شدند که پس از این واقعه، طبق نوشته واقدی، فاطمه (ع) هر دو یا سه روز خود را به قبرستان احد می‌رساند و بر مزار شهیدان می‌‏گریست و آنان را دعا می‌کرد.

عبادت

امام صادق(ع) از پدران خویش از حسن بن علی(ع) روایت می‌کند:مادرم شب‌های جمعه را تا بامداد در محراب عبادت می‌‏ایستاد

حسن بصری از بزرگان اهل سنت می‌گوید: “در این امت، عابدتر از فاطمه(س) نیامده است، آنقدر به نماز و عبادت ایستاد که پاهایش ورم کرد.”

تسبیح‏‌هائی که بنام تسبیحات حضرت زهرا(س) شهرت یافته و در کتاب‏‌های معتبر شیعه و سنی و دیگر اسناد روایت ‏شده نزد همه معروف است آنان که خود را ملزم به سنت می‌دانند، این تسبیح‏‌ها را پس از هر نماز می‌خوانند: «سی و چهار بار الله اکبر، سی و سه بار سبحان الله و سی و سه بار الحمد لله‏».

از خود گذشتگی

از امام حسن بن علی نقل شده است که::مادرم شب‌های جمعه را تا بامداد در محراب عبادت می‌‏ایستاد و چون دست ‏به دعا برمی‌داشت مردان و زنان با ایمان را دعا می‌‏کرد، اما درباره خود چیزی نمی‌‏گفت. روزی بدو گفتم: مادر! چرا برای خود نیز مانند دیگران دعای خیر نمی‌کنی؟ گفت:فرزندم همسایه، مقدم است.

شهادت و وصیت

مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه، دگرگونی‌هائی که پس از رسول خدا -به فاصله‌ای اندک- در سنت مسلمانی پدید گردید، روح و سپس جسم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت. چنانکه تاریخ نشان می‌دهد، او پیش از مرگ پدرش بیماری جسمی نداشته است و بیماری وی پس از این حادثه‌ها آغاز شد.

بنا بر گزارش‎های موجود در منابع شیعه و اهل سنت، پس از رحلت پیامبر(ص) به خانه حضرت زهرا(س) هجوم بردند تا حضرت علی(ع) را مجبور به بیعت با ابوبکر کنند و چون با امتناع حضرت علی(ع) مواجه شدند متوسل به زور شده و درب خانه را به آتش کشیدند، حضرت زهرا(س) که پشت در بود در اثر آتش فشار در مجروح شده و جنینش را سقط کرد.

عروه بن زبیر در توجیه عملکرد برادرش عبدالله در تهدید بنی هاشم به آتش زدن، ضمن تایید هجوم به خانه حضرت زهرا(س) گفت:«او این کار را برای این کرد که تفرقه و پراکندگی ایجاد نشود و مسلمانان با هم اختلاف نکنند و آنان (بنی هاشم) نیز به اطاعت او در آیند و در نتیجه با هم متحد شوند همانطور که عمر بن خطاب این کار را با بنی هاشم کرد وقتی آنان از بیعت با ابوبکر درنگ کردند.»
بنا بر روایت ابوبصیر از امام صادق(ع) بر اثر ضربت غلاف شمشیر قنفذ (غلام عمر) که به دستور ارباب خود این کار را کرد، محسن سقط شد و حضرت فاطمه(س) به شدت بیمار گردید و همین امر به شهادت ایشان انجامید. همچنین در روایات شیعه و اهل سنت از تهدید عمر به آتش زدن خانه و به آتش کشیدن درِ خانه، فشار دادن فاطمه(س) بین در و دیوار و کوبیدن در به حضرت، شکستن پهلوی حضرت(س)و لگد زدن به شکم فاطمه(س) یاد شده که هر یک ممکن است در به شهادت رساندن حضرت(س) مؤثر بوده باشد.

به گفته ابن ابی الحدید، وقتی عبدالله بن زبیر بنی‌هاشم را به آتش زدن تهدید کرد، عروه بن زبیر برای توجیه کار برادرش این کار برای عدم اختلاف مسلمانان جایز دانسته و ماجرای حمله عمر به بنی‌هاشم و اجبار به بیعت با ابوبکر را به عنوان شاهد خود ذکر کرده است.

سخنان فاطمه در بستر بیماری

هنگامی که حضرت زهرا(س) در بستر بیماری بود عده‌ای از زنان به عیادت وی آمدند و از او پرسیدند: دختر پیغمبر چگونه‏ ای؟ با بیماری چه می‌کنی؟ وی در پاسخ به این پرسش به تفصیل سخن می‌گوید:خدا دنیای شما را دوست نمی‌‏دارم و از مردان شما بیزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آنچه کردند ناخشنودم! چون تیغ زنگار خورده نابرّا، و‌گاه پیش روی واپسگرا، و خداوندان اندیشه‌ای تیره و نارسایند و خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند.

وای بر آنان. چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت ‏بر پایه‏‌های نبوت استوار ماند؟ آنجا که فرود آمد نگاه جبرئیل امین است و بر عهده علی که عالم به امور دنیا و دین است به یقین کاری که کردند خسرانی مبین است و بخدا علی را نپسندیدند چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایداری او را دیدند،دیدند که چگونه بر آنان می‌تازد و با دشمنان خدا نمی‌سازد.بخدا سوگند، اگر پای در میان می‌‏نهادند، و علی را بر کاری که پیغمبر به عهده او نهاد می‌‏گذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست می‌‏برد و حق هر یک را بدو می‌سپرد، چنانکه کسی زیانی نبیند و هر کس میوه آنچه کشته است‏ بچیند.

تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سیر، و زبونان در پناه صولت او دلیر می‌گشتند و اگر چنین می‌کردند درهای رحمت از زمین و آسمان بروی آنان می‌گشود،اما نکردند و به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود و بیایید!و بشنوید!:شگفتا!روزگار چه بوالعجب‏‌ها در پس پرده دارد و چه بازیچه‌ها یکی از پس دیگری برون می‌‏آرد.

شهادت

متابع شیعه و سنی اتفاق دارند که فاطمه(س) در سال ۱۱ هجری درگذشت. اما در مورد ماه و روز درگذشت وی اختلاف نظر است: برخی گفته‌اند فاطمه(س) پس از پدرش ۲۴ روز زیست و برخی تا ۸ ماه را ذکر کرده‌اند و مشهور میان شیعیان این است که وی حدود ۳ ماه پس از پدرش زیسته است که با توجه به رحلت پیامبر(ص)در ۲۸ صفر، این تاریخ منطبق با ۳ جمادی الثانی است.

با توجه به اختلاف نوشته‌ها درباره تاریخ ولادت فاطمه(س)، طبعاً درباره مدت عمر وی نیز دیدگاه‌ها مختلف است، این مدت را از ۱۸ تا ۳۵ سال دانسته‌اند. اگر تاریخ ولادت وی جمادی الثانی سال ۵ بعثت پیامبر(ص) بوده باشد و شهادتش ۱۱ هجری باشد، فاصله میان این دو تاریخ ۱۸ سال و اندی خواهد بود که در دو روایت معتبر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است.

دفن شبانه

علمای شیعه متفقند که پیکر دختر پیغمبر(ص) را شبانه به خاک سپردند. در تاریخ یعقوبی آمده است که فاطمه شبانه دفن شد و هیچکس جز سلمان و ابوذر و به قولی عمار حاضر نبود و در امالی طوسی روایتی از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که در مقابل پیشنهاد عمویش عباس بن عبدالمطلب برای برگزاری مراسم تشییع باشکوهی برای فاطمه(س)، پاسخ می‌گوید که خود فاطمه به من وصیت نموده است که مراسم تدفینش مخفیانه باشد.

سخنان علی (ع) هنگام دفن

چون فاطمه(س) درگذشت امیرالمؤمنین او را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر او را از میان برد سپس رو به مزار پیغمبر کرد و گفت:ای پیغمبر خدا از من و از دخترت که بدیدن تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، بر تو درود باد! خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به تو بپیوندد، پس از او شکیبائی من به پایان رسیده و خویشتن داری من از دست رفته اما آنچنان که در جدائی تو صبر را پیشه کردم، در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره ندارم که شکیبائی بر مصیبت سنت است.

ای پیغمبر خدا! تو بر روی سینه من جان دادی! تو را به دست خود در دل خاک سپردم! قرآن خبر داده است که پایان زندگی همه بازگشت به سوی خداست و اکنون امانت به صاحبش رسید، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید.‌

ای پیغمبر خدا! پس از او آسمان و زمین زشت می‌نماید، و هیچگاه‌اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمانم بی‌خواب، و دل از سوز غم کباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند و مرگ زهرا ضربتی بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید.

شکایت خود را به خدا می‌برم و دخترت را به تو می‌سپارم! خواهد گفت که امتت پس از تو با وی چه ستم‌ها کردند و آنچه خواهی از او بجو و هر چه خواهی بدو بگو! تا سرّ دل بر تو گشاید، و خونی که خورده است بیرون آید و خدا که بهترین داور است میان او و ستمکاران داوری نماید.

سلامی که به تو می‌دهم بدرود است نه از ملالت، و از روی شوق است، نه کسالت و اگر می‌روم نه ملول و خسته جانم و اگر می‌مانم نه به وعده خدا بد گمانم و چون شکیبایان را وعده داده است در انتظار پاداش او می‌مانم که هر چه هست از اوست و شکیبائی نیکوست.

اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود برای همیشه در کنار قبرت می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ، چون فرزند مرده جوی اشک از دیدگانم می‌راندم و خدا گواهست که دخترت پنهانی به خاک می‌رود و هنوز روزی چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و میراث او را خوردند. درد دل را با تو در میان می‌گذارم و دل را به یاد تو خوش می‌دارم که درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه(س).

محل دفن فاطمه

با توجه به وصیت فاطمه (س) مبنی بر کفن و دفن شبانه، محل قبر او تا کنون مشخص نشده است. در متون حدیثی و تاریخی چند موضع به عنوان قبر ایشان نام برده شده است ولی در حال حاضر هیچ نقطه‌ای به عنوان قبر فاطمه دختر پیامبر وجود ندارد. برخی از این مکان‌ها عبارتند از:خانه خود فاطمه (س)،بین قبر پیامبر(ص) و منبر ایشان ،قبرستان بقیع در گوشه‌ای از بقعه عقیل ،نقطه‌ای نامشخص از بقیع

کرامات و معجزات حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه علیه السلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود که بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل می‏شد که اینک به برخى از آنها اشاره میکنیم:

پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هر یک از زنانش مراجعه کرد، ولى آنان نیز طعامى نداشتند و سرانجام به خانه‏ دخترش فاطمه علیه السلام سرکشید، تا در آن خانه‏ امید به مقصود رسد، ولى فاطمه علیه السلام و بچه‏ هایش گرسنه بودند و تکه ‏نانى در آنجا نیز به دست نیامد.

هنوز چند دقیقه بیش نبود که رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترک کرده بود که مختصر طعامى از سوى یکى از همسایه‏ ها به آن بانو رسید و فاطمه علیه السلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه می‏مانم، ولى این تکه نان و گوشت را به پدرم می‏خورانم، و لذا یکى از حسنین را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه ‏اش دعوت کرد.

فاطمه اهدایى همسایه را که دو تکه نان و مختصر گوشتى بود، در یک ظرف سرپوشیده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر دیدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه علیه السلام خود نیز از این مائده ‏ى آسمانى تعجب می‏کرد و خیره خیره به آن تماشا می ‏نمود. رسول خدا(ص) خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! این طعام چگونه و از کجا رسید؟ فاطمه علیه السلام جواب داد:

فقال: الحمدللَّه الذى جعلک شبیهه بسیده نسا بنى‏اسرائیل فانها کانت اذا رزقها اللَّه شیئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشاء بغیر حساب.»آن از برکات و الطاف الهى است، خداوند به هرکسى بخواهد بدون محدودیت عطا مى‏کند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنید فرمود: سپاس خدایى را که تو را همانند مریم سرور زنان بنى‏ اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه مورد عنایت الهى قرار مى ‏گرفت و خداوند برایش مائده مى ‏فرستاد، که جواب سؤال مى‏ گفت: این طعام از جانب خدا است، او به هرکسى بخواهد روزى بى ‏حساب مى‏ دهد.

آنگاه رسول خدا على علیه‏ السلام را نیز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل‏بیت پیامبر نیز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه علیه السلام براى همسایگان نیز از طعام آسمانى که از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.

موائد آسمانى براى فاطمه علیه السلام در یکى دوبار محدود نمى‏ گردد، او بارها از خداوند خویش درخواست طعام کرد و پروردگار عالم نیز بى‏ درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى امیرالمؤمنین على علیه ‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه علیه السلام طعام خواست، ولى در خانه چیزى نبود و فاطمه علیه السلام گفت: یا على! در خانه طعامى نیست، من و بچه ‏هایت دو روز است که گرسنه ‏ایم و مختصر طعامى هم که بود، آن را به تو خوراندیم و خود در گرسنگى صبر کردیم.

على علیه ‏السلام از شنیدن این سخن فوق ‏العاده ناراحت گشته و اشک در چشمانش حلقه زد و براى تهیه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و یک دینار قرض گرفت تا مشکل گرسنگى خانواده ‏اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون یکى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گریه زن و بچه‏ ها او را در بیرون از خانه آواره کرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره ‏اش بدون چاره و على(ع) از درد او آگاه شد و مانند همیشه ایثار کرد و دیگران را بر خود و خانواده‏اش مقدم داشت و بدین وسیله یکى از دوستانش را که مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت.

على علیه ‏السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد کرد و مشغول عبادت شد از آن سو پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مأمور گشت شب را در خانه ‏ى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى ‏پذیرى؟ مولاى متقیان سکوت کرد، چرا که زمینه پذیرایى نداشت و فاطمه علیه السلام و حسنین گرسنه مانده بودند و پول تهیه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى‏ دهى؟ یا بگو: بلى، تا با تو آیم و یا بگو: نه، تا راه دیگر پیش گیرم. على علیه ‏السلام عرض کرد: یا رسول‏اللَّه! بفرمایید.

رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانه ‏ى فاطمه علیه السلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا دیدار کردند، فاطمه علیه السلام در حال نماز و نیایش بود و خدا را مى‏ خواند، او صداى پدر را شنید و به سوى او آمد و خوش ‏آمد گفت و سفره را باز کرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سیر کند و چاره نیافته‏ ها را چاره ‏ساز باشد.

على علیه ‏السلام به فاطمه علیه السلام خیره ‏خیره نگاه مى‏ کرد و با زبان بى‏ زبانى سؤال مى ‏نمود: یا فاطمه! این طعام از کجا؟
پیش از آنکه فاطمه علیهاالسلام جواب گوید رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: یا على! هذا جزا دینارک من عنداللَّه:این غذا پاداش آن دینارى است که به مقداد دادى و خداوند به شما جریان زکریا و مریم را تکرار کرد و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود

روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى که آن حضرت براى حسن و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست مى‏ کرد. دیگ بر روى اجاق و آتش مى‏ جوشید و بالا مى ‏آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مى ‏زد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبکر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفت ‏آورى دیدم، و آن اینکه دست به درون دیگى که بر روى آتش مى‏ جوشید برده، آن را به هم مى ‏زد،گفت: دخترکم! این را پنهان کن که کار مهمى است که این خبر که به گوش پیامبر اکرم (ص) رسید، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى‏ کنند و سوگند به آن کسى که مرا به پیامبرى برگزید، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پیوند فاطمه حرام کرده است، فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند که آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبردارى کرده در پیش رویش جنیان شمشیر زده، پیامبران به پیمان و عهد خود درباره‏ى او وفا مى‏ کنند، زمین گنجینه ‏هاى خودش را تسلیم او نموده، آسمان برکاتش را بر او نازل مى‏کند.

واى، واى، واى به حال کسى که در فضیلت و برترى فاطمه شک و تردید به خود راه دهد، و لعنت و نفرین خدا بر کسى که شوهر او، على بن ابی‏طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جایگاهى است و شیعیانش نیز بهترین جایگاه‏ها را خواهند داشت و همانا فاطمه پیش از من دعا مى‏ کند و شفاعت مى‏ نماید و شفاعتش على‏ رغم میل کسانى که با او مخالفت مى‏کنند، پذیرفته مى‏شود.

خطبه فدکیه

فدک در زمان حیات رسول خدا (ص)، دهکده‌ای آباد بود که در نزدیکی خیبر قرار داشت که پس از تصرف قلعه‌های خیبر توسط مسلمانان، مردم این دهکده همین که پایان کار خیبر را دیدند، با پیامبر(ص‌) آشتی کردند که نیمی از این دهکده از آن او باشد، و آنان در مزرعه‌های خود باقی بمانند و مصالحه به این صورت انجام گرفت.

چون سربازان اسلام در فتح این دهکده شرکت نداشتند، فدک به حکم قرآن، خالصه [= مختص] پیامبر گردید و رسول خدا(ص) درآمد این زمین را به مستمندان بنی هاشم می‌داد، سپس آن را به دستور قرآن، به دختر خود فاطمه(س) بخشید.

پس از درگذشت پیامبر(ص)، ابوبکر، عاملان فاطمه را از فدک بیرون و آن را غصب کرد و خطبه معروف فدکیه در اعتراض به این کار ابوبکر ایراد شد ولی خلیفه از بازپس دادن فدک خودداری کرد و پس از آن در طول تاریخ این باغ بارها دست به دست شده او در بعضی دوران‌ها، در اختیار فرزندان فاطمه(س)بوده است.

برخی از مفسران، از جمله شیخ طوسی، طبرسی، حسکانی، سیوطی ذیل آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْ‌بَىٰ حَقَّهُ» (ترجمه: و حق خویشاوند را به او بده) تصریح کرده اند که: چون این آیه نازل شد پیامبر(ص) فدک را به فاطمه بخشید.

پس از فوت پیامبر(ص)، ابوبکر با به دست گرفتن قدرت دستور تصرف میراث (میراث در اینجا به معنای عام آن است. میراث به معنای عام به چیزی گفته می‎شود که از ناحیه پدر به فرزند برسد، ولو در زمان حیات پدر هم باشد.) وی را صادر کرد و چون فاطمه دختر پیامبر(ص) ادعا کرد که من دختر پیامبرم و مثل هر کسی که از پدر خویش ارث می‌برد من نیز از پدرم ارث می‌برم، ابوبکر گفت: «من از پیامبر(ص) شنیده‌ام که: ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم و آنچه از خود باقی می‌گذاریم صدقه است.» فاطمه از شنیدن این حدیث در بهت و شگفتی فرو رفت که چطور پیامبر(ص) چنین سخنی گفته است و من که وارث اویم خبر ندارم یا علی که نزدیکتر از همه شما بدو بوده است از آن خبر ندارد! این بود که فاطمه به شدت در مقابل خلیفه ایستادگی کرد به طوری که در مسجد پیامبر در اجتماع مهاجران و انصار به ایراد خطبه (خطبه فدکیه) پرداخت و با توجه به آیات قرآنی ارث، ابوبکر را به شدت محکوم کرد.

چنانکه در صحیح بخاری آمده است پس از اینکه ابوبکر به فاطمه(س) گفت که پیامبر(ص) گفته است که ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم و آنچه از ما باقی می‌ماند صدقه است، فاطمه خشمگین شد و از ابوبکر رویگردان شد و تا هنگام مرگ فاطمه نیز این رویگردانی ادامه داشت و خشم و ناراحتی فاطمه از این نظر اهمیت دارد که نه تنها شیعه بلکه خود اهل سنت از پیامبر(ص) روایت کرده‌اند که: فاطمه پاره تن من است و کسی که او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است و علاوه بر این، غاصبان فدک در اینجا با دردسر دیگری نیز مواجهند که آن نیز تکذیب مدعای فاطمه است و تکذیب این ادعا از این جهت برای تکذیب کنندگان مشکل ساز است که قرآن طبق نص آیه تطهیر، فاطمه را از هرگونه پلیدی مبرّا می‌داند.

در عصر پیامبر(ص) و صدر اسلام، مسجد تنها مرکز دادخواهى بود و هر کس از صاحب قدرتى شکایتى داشت، هر کس حقى را از دست داده بود، هر کس از حاکم یا زمام‏دار، رفتارى دور از سنت پیامبر مى‏ دید، شکوه خود را بر مسلمانان عرضه مى‏ کرد، و آنان مکلف بودند تا آنجا که مى‏ توانند او را یارى کنند و حق او را بستانند و در اینجا نیز از دختر پیامبر(ص) حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شکسته بودند و او مى ‏دید نزدیک است‏ حکومت در اسلام، رنگ نژاد و قبیله را بخود بگیرد (کارى که ۳۰ سال بعد صورت گرفت) مهاجران که از تیره قریش اند انصار را از صحنه سیاست ‏بیرون راندند.

انصار که خود یاوران پیامبر بودند، پس از وى خواهان زمامدارى گشتند و قریش در دوره پیش از اسلام خود را عنصرى ممتاز مى ‏دانست و امتیازاتى براى خویش پدید آورد و با آمدن اسلام آن امتیازها از میان رفت.

اکنون این مردم بار دیگر گردن افراشته‏ اند و ریاست مسلمانان را حق خود مى ‏دانند، آن هم نه بر اساس امتیازات معنوى چون علم، تقوى و عدالت بلکه تنها بدین جهت که از قریش ‏اند و دختر پیامبر (ص) نمى ‏توانست ‏برابر این اجتهادها یا بهتر بگوئیم نوآوری‏ها، آرام و یا خاموش بنشیند و باید مسلمانان را از این سنت‌‏شکنى‌‏ها برحذر دارد، اگر پذیرفتند چه بهتر و اگر نه نزد خدا معذور خواهد بود.

این بود که خود را براى طرح شکایت در مجمع عمومى آماده ساخت و در حالیکه جمعى از زنان خویشاوندش گرد وى را گرفته بودند، روانه مسجد شد، نوشته ‏اند: چون به مسجد مى ‏رفت راه رفتن او به راه رفتن پدرش پیامبر مى ‏ماند و ابو بکر با گروهى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود و میان فاطمه(س) و حاضران چادرى آویختند.

خطبه فدکیه با حمد و توصیف الهی آغاز می‌شود و بعثت پیامبر(ص) را یادآور می‌شود و سپس به نزدیکی امام علی (ع) با پیامبر(ص) و سروری وی در میان اولیای الهی و شجاعت‌های بی نظیر وی در دفاع از پیامبر (ص) و اسلام اشاره می‌کند و اینکه یاران رسول خدا با درگذشت وی پیرو شیطان شده‌اند و دوروئی در میان آنها آشکار شده است و از اینکه آنها حق را رها کرده‌اند، به شدت آنها را سرزنش می‌کند. همچنین سخن ابوبکر را تکذیب می‌کند که طبق چه قانونی او را از ارث پدر محروم کرده است؟! آیا آیه‌ای از قرآن چنین گفته است؟! و سپس او را به دادگاه خداوند در روز رستاخیز واگذار می‌کند و یاران پیامبر را به پرسش می‌گیرد که چرا در مقابل این ستم‌ها ساکت نشسته‌اند و  وی آشکارا می‌گوید که آنچه آنها (ابوبکر و اطرافیانش) کرده‌اند، شکستن سوگند [= نکثوا ایمانهم] است و در فراز پایانی خطبه، ننگ کار آنان را جاودانی و سرانجام آن را دوزخ می‌داند.
به ایام فاطمیه وارد شده‌ایم؛ ایامی که بین تمام عاشقان اهل بیت از حرمت بسیار بالایی برخوردار است و هر ساله در این ایام شاهد سیاهپوشی شهرها و روستاها و برگزاری مراسم عزاداری بوده ایم و امسال نیز عاشقان اهل بیت(ع) مراسم مختلفی را در این ایام برگزار کرده‌اند؛ همزمانی این ایام با زمان تبلیغات انتخاباتی کاندیداها باعث شده تا شاهد پخش مداحی و عزاداری در برخی از ستادهای تبلیغاتی باشیم و امید است در این روزها حرمت ایام فاطمیه توسط ستادهای انتخاباتی حفظ شود.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده