ساعت: 07:31 منتشر شده در مورخ: 2016/08/4 شناسه خبر: 37194

حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود و پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.

به گزارش سرویس مذهبی “سیرجان خبر” حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود و پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.

آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت زهرا سلام الله عليها بود و در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند،فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).

مقام علم و عرفان او در مرحله اي است كه در فرازي از زيارتنامه غير معروف او چنين مي خوانيم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و امينه» ‍:  (سلام بر تو اي فاطمه دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر) و باز مي خوانيم: «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر تو اي بانو پسنديده نيك سرشت، اي بانوي رشد يافته، پاك طينت، پاك روش، شايسته و پسنديده) بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست كه حضرت رضا عليه السلام در فرازي از زيارتنامه معروفش به ما آموخته كه در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم: «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك عندالله شانا من الشان».

(اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چرا كه تو در پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي) امام صادق عليه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت خوانده بود، آنگاه فرمود: به زودي بانويي از فرزندانم به سوي آن كوچ كند كه نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي شوند.

خاندان عصمت پيامبر در انتظار آن بودند كه اين دختر ممتاز چشم به اين جهان بگشايد تا قلب و روي آنان را به ديدار خود روشن و منور گرداند و آغاز ماه ذيقعده براي حضرت رضا عليه السلام و دودمان نبوت و آل علي عليه السلام پيام آور شادي مخصوص و پايان بخش انتظاري عميق و شور آفرين بود زيرا حضرت نجمه فرزندي جز حضرت رضا عليه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نيز داراي فرزندي نشده بود.

از آنجا كه سال ولادت حضرت رضا عليه السلام يعني سال 148 هجري قمري و سال ولادت حضرت معصومه عليها سلام سال 173 و بين اين دو ولادت بيست و پنج سال فاصله بود و از طرفي امام صادق عليه السلام ولادت چنان دختري را مژده داده بود، از اين رو خاندان پيامبر بيصبرانه در انتظار طلوع خورشيد وجود حضرت معصومه عليها سلام بودند.

هنگامي كه وي چشم به جهان گشود براستي كه آنروز براي اهل بيت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله عليه روز شادي و سرور وصف ناپذير و از ايام الله بود زيرا اختري از آسمان ولايت و امامت طلوع كرده بود كه قلبها را جلا و شفا مي داد و چشمها را روشن مي كرد و به كانون مقدس اهل بيت عليهم السلام گرمي و صفا مي بخشيد

اين سوال كه پيامبر اسلام با آنكه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بيشتر دوست مي داشت و به او بيشتر اعتبار مي داد، سوالي است كه درباره حضرت معصومه عليها سلام نيز صادق است كه چرا حضرت موسي بن جعفر عليه السلام با داشتن دختران بسيار به حضرت معصومه عليها سلام توجه مي كرد و در ميان آنها اين دختر به آن همه مقامات نايل شد که پاسخش اين است که در آيات قرآن و گفتار پيامبر و امامان به طور مكرر معيار, داشتن علم، تقوا و جهاد و ساير ارزشهاي والاي انساني است

براستي كه حضرت معصومه عليها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله عليه در معيارهاي ارزشي اسلام يكه تاز عرصه ها و در علم و كمالات و قداست گوي سبقت را از ديگران ربوده بود و وي تافته اي ملكوتي و جدا بافته و ساختار وجودي او از ديگران ممتاز بود.

همان گونه كه پيامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدايش باد)، حضرت موسي بن جعفر عليه السلام نيز در شان حضرت معصومه عليها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه عليها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراين نام رازها نهفته است و يكي از رازها اين بود كه در علم و عمل از رقباي خود پيشي گرفته و ديگر اين كه از ورود شيعيان به آتش دوزخ جلوگيري مي نمايد.

 همچنين از نظر كمالات علمي و عملي بي نظير است ديگر اين كه گرچه مرقد مطهرش آشكار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها مخفي نيست ولي مطابق مكاشفه اي كه براي بعضي از اولياي خدا روى داده امام باقر يا  امام  صادق عليهم السلام فرمودند: «كسي كه مرقد حضرت معصومه عليها سلام را زيارت كند به همان مقصودي نايل خواهد شد كه از زيارت قبر حضرت زهرا سلام الله عليها نايل مي شود و از ديگر مشابهت هاي حضرت معصومه عليها سلام به حضرت زهرا فداكاري ايشان در راه اثبات ولايت بود زيرا حضرت معصومه عليها سلام نيز آن چنان تلاش كرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسيد.

همان گونه كه حضرت زهرا سلام الله عليها با استدلالهاي متين و استوار، حقانيت ولايت حضرت علي عليه السلام را تبيين مي كرد، حضرت معصومه عليها سلام نيز چنين بود و رواياتي كه از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولايت علي عليه السلام است كه با اثبات ولايت او ولايت امـامـان معصوم نيز ثابت مي شود.

براي نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل مي كنند كه فرمود: پيامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روي پرده اي در قصر بهشت ديد كه چنين نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علي ولي القوم» : (معبودي جز خداي يكتا و بي همتا نيست محمد رسول خدا و علي ولي و رهبر مردم است) و بر روي پرده درگاه قصر ديگري نوشته شده است: «شيعت علي هم الفائزون» (شيعيان علي رستگارند) و نيز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل مي كند كه فرمود:‌«الا من مات علي حب آل محمد مات شهيدا»: آگاه باشيد! كسي كه با حب آل محمد از دنيا برود شهيد از دنيا رفته است).

راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)

حضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذيقعده 173 در مدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسي بن جعفر (ع) و مادر گرامي‌اش نجمه خاتون است و بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامه‌اي را به وسيله يکي از غلامان خويش براي خواهرش فرستاد که با رسيدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده سفر گشت و آن حضرت در سال 201 هجري به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادي، قاسم، زيد) و تعدادي از برادرزادگان و کنيزان روانه خراسان شدند.
هنگامي که موکب حضرت معصومه(س) به ساوه رسيد، عده‌اي از دشمنان اهل بيت، به اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يک درگيري نابرابر، تمام برادران و بيشتر همراهان او به شهادت رسيدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولي بر اثر مسموميت بيمار گشت.
در روز 23 ربيع الاوّل 201 هجري فاطمه معصومه(س) وارد قم شد و ناقه حضرت در محلي که امروز به نام ميدان مير ناميده مي‌شود، زانو به زمين زد و اين افتخار نصيب موسي بن خزرج ، بزرگ اشعريان شد تا هفده روز ميزبان دختر، خواهر و عمه امام باشد.
آن بانو سرانجام در روز دهم ربيع الثاني 201 هجري از دنيا رحلت کرد و با تجليل فراوان مردم قم، و به وسيله دو فرد ناشناس، به خاک سپرده شد.

اهميت ازدواج در اسلام

بايد ياد آورشويم که در اسلام بر امر ازدواج تأکيد و سفارش فراوان شده است؛ تا آنجا که در قرآن، اين معجزه ماندگار الهي، آيات متعددي در اين باره وجود دارد؛ از جمله مي‌فرمايد: )وَأَنْكِحُوا اْلأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَليم بايد مردان بي زن و زنان بي‌شوهر و کنيزان و بندگان خود را به نکاح درآوريد و اگر آنان فقير باشند، خداوند آنان را از فضل خويش بي‌نياز خواهد ساخت؛ زيرا خداوند وسعت دهنده و داناست.
خداوند در آيه ديگري مي‌فرمايد: و از نشانه‌هاي او (خداوند) اينکه همسراني از جنس خود شما براي شما آفريد، تا در کنار آنها آرامش يابيد و در ميان شما مودّت و رحمت قرار داد و در اين نشانه‌هايي است براي گروهي که تفکر کنند.
در روايات نيز تعبيرات تأمل برانگيزي دربارة ازدواج آمده است که به راحتي نمي‌توان از کنار آن گذاشت و پيامبر اکرم(ص) فرمود:اَلنِّکاحُ سُنَّتي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتي فَليس مِنّي؛ ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نيست.

از طرف ديگر، عزب بودن و مجرد زندگي کردن به شدّت نکوهش شده است و پيامبر اکرم(ص) فرمود: شَرارُکُمْ عُزَّابُکُمْ، رَکْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَيْرٌ مِنْ سَبعينَ رکْعَةً مِنْ غيْرِ مُتَأهِّلٍ؛[9] بدترين شما، عزب‌ها (و بي همسران) هستند. دو رکعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد رکعت نمز غير متأهل.
حال اين پرسش رخ مي‌نمايد که حضرت معصومه(س) با آن مقام علمي و آگاهي‌اي که از دستور‌هاي اسلام و سنّت پيامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکيل خانواده نداد؟ از طرف ديگر، بر اثر موقعيت علمي و معنوي و زيارتي آن حضرت، بسياري از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه براي خود پذيرفته‌اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه‌اي براي فرار از ازدواج باشد.
اين نکته را هم اضافه کنيم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هيچ يک از دختران موسي بن جعفر ازدواج نکردند.

بررسي نظريات مختلف

احتمالات و نظريات مختلفي براي ازدواج نکردن آن حضرت بيان شده است که به برّرسي و صحت و سقم هر يک مي‌پردازيم.

1. وصيّت موسي بن جعفر(ع)

يکي از احتمالات که در واقع يکي از پاسخ‌ها به پرسش فوق است، اين است که خود حضرت موسي بن جعفر به دخترانش وصيت کرده تا ازدواج نکنند!
ابن واضح يعقوبي طرفدار اين نظريه است. سخن او در اين باب چنين است: موسي بن جعفر را هيجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علي‌رضا، ابراهيم، عباس، قاسم، اسماعيل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبيدالله، حمزه، زيد، عبدالله، اسحاق، حسين، فضل و سليمان.
موسي بن جعفر وصيت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هيچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در اين‌باره ميان قاسم و خويشاوندانش جريان سختي پيش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وي دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتي بسته شده براي محرميّت در مسير رفتن به حج رفتن منظوري نداشته است.
در پاسخ به سخنان يعقوبي اولاً، بايد گفت: چنين وصيّتي برخلاف سنت رسول الله(ص) و سيرة امامان اهل بيت عصمت و طهارت است و هرگز چنين وصيتي از امام معصوم صادر نمي‌شود.
ثانياً، متن وصيت حضرت موسي بن جعفر غير از آن چيزي است که يعقوبي ادّعا دارد و براي قضاوت در اين زمينه، ابتدا متن وصيت حضرت را مرور مي‌کنيم. ابراهيم بن عبدالله از موسي بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعي را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهيم بن محمد و جعفر بن صالح و … را بر وصيت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِيَّتي … اَوصَيْتُ بها اِلي عَلَيٍٍّ اِبْني … و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ يُزَوِّجَ أختَهُ فَلَيْسَ لَهُ اَنْ يُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ … وَ لا يُزَوِّجَ بَناتي اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأيِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالي وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ في مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ يَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ يَتْرَکَ تَرَکَ..؛ شاهد مي‌گيرم آنها را که اين وصيّت من است که به فرزندم علي وصيت کرده‌ام… (از جمله وصيتم اين است) اگر مردي از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، اين حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علي) و نه دختران من (حق دارند) که يکي از خواهران خود را شوهر دهند و يا مادران آنها و نه سلطاني، و نه کاري براي آنها انجام دهد، مگر اينکه با نظر و مشورت او (علي) باشد. اگر بدون اجازه او به چنين کاري اقدام کنند، به راستي با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده‌اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه‌تر است و اگر خواست به کسي شوهر دهد، شوهر مي‌دهد و اگر خواست رد کند، رد مي‌کند.
در اين وصيت‌نامه، حضرت موسي بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام مي‌دارد که حجّت خدا بعد از او علي بن موسي(ع) است و خواهران بايد در هر کاري از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردي را که علي بن موسي مناسب ديد، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه‌تر و به وضعيت بستگان آشنايان آشناتر است و در اينجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسي بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نيست؛ سخن در اين است که بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) بايد نظارت داشته باشد.
بنابراين نظريه يعقوبي بي‌اساسي است و نمي‌توان بر آن اعتماد کرد و به همين جهت، برخي محققين صريحاً سخن يعقوبي را مجعول و بي اساس دانسته‌اند.

2. همتا نداشتن

نظريه دوم اين است که دختران حضرت موسي بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر کمال علمي و معنوي در حد بالايي قرار داشتند و کسي همسنگ و همسر آنها پيدا نمي‌شد و يکي از اموري که در تزويج دختر مورد توجه قرار مي‌گيرد، هم کفو بودن است.
اين نظريه نيز نمي‌تواند قابل تأييد باشد؛ زيرا اولاً سيرة ائمه اطهار اين نبوده که دختران خود را به جهت پيدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه رکفو يکديگر مي‌دانستند و از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر گاه کسي به خواستگاري دختر شما آمد که دينداري و امانتداري او را مي‌پسنديد (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهيد و اگر شوهر ندهيد، در زمين فتنه و فساد بزرگ بر پا مي‌شود.
ثانياً، در عصر امام کاظم(ع) جوانان شايسته‌اي از تبار امام حسن مجتبي(ع) و حضرت سيدالشهدا(ع) و نيز در ميان شيعيان افرادي وجود داشتند که مي‌توانستند همسران مناسب براي آنان باشند.

3. اختناق هاروني

احتمال و نظريه سوم آن است که اختناق هارون الرشيد و وجود خفقان در آن دوران، چنان شديد بود که حتي کسي جرئت نداشت براي پرسيدن مسائل شرعي به در خانه موسي بن جعفر(ع) مراجعه کند، تا چه رسد به اينکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمي با خانواده موسي بن جعفر(ع) داشته باشد؛ چرا که همين ارتباط نسبي زمينه‌اي را فراهم مي‌ساخت تا هارون به اذيت و آزار او بپردازد و البته با اينکه هارون در مواردي تظاهر به دينداري مي‌کرد، ولي ستمگري بي‌رحم بود.

يکي از مورّخين مي‌گويد:هارون هنگام شنيدن وعظ از همه بيشتر اشک مي‌ريخت و در هنگام خشم و تندي از همه ظالم‌تر بود و همين مرد دو هزار کنيز داشت که سيصد نفر آنان مخصوص آواز خواني و رقص و خنياگري بودند.
شيعيان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کساني چون علي بن يقطين در تقيه به سر مي‌بردند و کوچک‌ترين حرکاتشان زير نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسي است که هارون به علي بن يقطين داد و اين لباس ويژه خلفا بود و علي بن يقطين آن را به موسي بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: اين لباس را نگهدار و از دست مده؛ زيرا در حادثه‌اي که برايت پيش مي‌آيد، به کار مي‌آيد.
چندي بعد يکي از خدمتگزاران علي بن يقطين، نزد هارون شکايت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسي بن جعفر اهدا کرده است و هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد و او گفت: آن را در بقچه‌اي نگه داشته‌ام و هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بياورد و وقتي که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از اين هرگز سخن سعايت کننده‌اي را درباره تو باور نخواهم کرد.
اين گونه قضايا نشان مي‌دهد که ارتباط موسي بن جعفر(ع) کنترل مي‌شد و از طرفي زنداني شدن امام نيز، انگيزه خواستگاري از دختران آن حضرت را کاهش مي‌داد که بعد از شهات امام وحشت بيشتري بر مردم حاکم شد و حضرت رضا(ع) نيز تحت نظر قرار‌گرفت.

در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از يک سال، حضرت معصومه(س) و جمعي از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پيش از ديدن برادر، دار فاني را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نيافت.
بنابراين راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصيت پدر بايد جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شديد هاروني و مأموني بود که باعث شد احدي جرئت نکند به راحتي به خانه موسي بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد و از طرف ديگر، زنداني شدن حضرت موسي بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزيد بر اين علت بود.

عاشق برادر

دوران کوتاه زندگانی حضرت معصومه علیهاالسلام همواره در اندوهِ ستم عباسیان گذشت و هنوز بیش از ده بهار از زندگانی را پشت سر ننهاده بود که دست بیداد هارون الرشید دستان نوازش گر پدر را از سر او کوتاه کرد و دریایی از اندوه را بر قلب شریفش جاری ساخت؛ اگر چه قبل ازآن نیز زندان های جور هارون، کم تر، مجالی برای دیدار پدر فراهم ساخته بود و بعد از پدر، حجت خدا و دادرس مردمان، برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا، تنها مایه آرامش او بود و آن حضرت با دیدار برادر غم ها را از یاد می برد و به کانون زندگی اش نور و صفا می بخشید و همین عشق ویژه به برادر بود که باعث شد نتواند فراق او را تحمل کند و به اشتیاق دیدار برادر مدینه را به قصد مرو ترک گوید.

رتبه ای همانند معصومان

در تعالیم آسمانی، به ویژه در قرآن، از زنان بزرگ و کاملی سخن رفته که خداوند مقام بلندشان را ستوده است و در فرهنگ شکوهمند اسلام نیز از زنانی سخن به میان آمده است که با تعالی روح و کسب کمالات معنوی، این ظرفیت را یافتند که بیش از دیگران فروغ جاویدان و نور الهی ولایت را دریافت کنند و حضرت زینب و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، مصداق روشن این زنانند؛ زنانی که ستایش امامان معصوم را برانگیخته، گاه رتبه ای بلند، همسان و همانند معصومان یافته اند.

محدثه

ذخایر والای روایات اسلامی که اکنون در پیش روی همه دین باوران و حقیقت جویان است، حاصل رنج عالمان و محدثان بسیاری است که در حفظ و پاس داشتِ این گنجینه گران مایه خالصانه کوشیده اند و در میان اصحاب حدیث به شماری از بانوان با فضیلت برمی خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده اند و از جمله عناوینی که بلندی مرتبه علم و آشنایی کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، را با معارف بلند اسلامی نشان می دهد، محدثه بودن آن حضرت است. بزرگان علم حدیث، روایات بسیار از آن حضرت نقل کرده اند و روایاتی که از این بانوی بزرگ نقل شده به دلیل شخصیت والایش مورد توجه محدثان شیعه و سنی قرار گرفته است.

پدر به فدایش

از راهی دور به قصد دیدار مولایشان آمده بودند و وقتی به مدینه رسیدند، خستگی در تن هایشان باقی ماند؛ چون شنیدند که سرورشان موسی بن جعفر علیه السلام به سفر رفته است و پرسش هایی که داشتند بر کاغذی نوشته به فاطمه معصومه علیهاالسلام دختر گرامی آن مولا سپردند و فردا روز که به عزم بازگشت به وطن و خداحافظی، باردیگر به منزل امامشان آمدند، آن حضرت هنوز از مسافرت برنگشته بود، اما حضرت معصومه پاسخ سوالات را نوشت و به آنها داد و آنان شادمانْ مدینه را ترک کردند و در اثنای راه، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را دیدند و همه ماجرا را برایشان باز گفتند و حضرت چون پاسخ پرسش ها را دید، موجی از شادی در دلش هویدا شد و سه بار فرمود: «پدر به فدای چنین دختری باد».

کریمه اهل بیت

از دیر باز آستان قدس حضرت معصومه علیهاالسلام منشأ هزاران کرامت و عنایت الهی بوده است و قرن هاست که قلب های ناامید، دل به درگاه نورانی اش می بندند. دست های تهی، از مهر جاری اش سرشار می شوند و انسان های بی پناه در جوار لطفش پناه می گیرند؛ زیرا آن حضرت را عبد صالح خدا و واسطه فیض الهی می دانند. سفره بی کران کرم حضرت معصومه نیز همواره بر زائران حاجتمند گسترده است و بارگاه لطف و فیض سرشار آن حضرت باعث شده که ایشان را به وصف زیبای «کریمه اهل بیت» بخوانند.

زیارت نامه ای خاص

در فرهنگ اسلامی بر استمداد از روح بلند اولیا و خاصان بارگاه الهی و بزرگداشت مقام رفیع آنان تاکید بسیار شده است و در روایات تنها در مواردی بسیار نادر برای امام زاده ای زیارت نامه ای خاص رسیده است و اما برای حضرت معصومه علیهاالسلام از برادر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام زیارت نامه ای وارد شده است که از این رو مردمان حضرت معصومه را چون دیگر امامان زیارت می کنند و با او به گفت و گو می ایستند و از روح بزرگش یاری می طلبند و این خود والاییِ مقام و منزلت این بانو را می رساند.

فضیلت زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

در روایاتْ نسبت به زیارت مرقد بانوی برگزیده، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، سفارش فراوان شده است و این خود نشان از فضیلت های بی شمار و مقام والای آن بانو دارد و سه امام معصوم زیارت آن حضرت را ترغیب و تشویق کرده و اجرای بزرگ برای آن بیان کرده اند و از آن جاکه چنین پاداش عظیمی بعد از امام رضا علیه السلام ، درباره هیچ کدام از فرزندان حضرت موسی بن جعفر نیامده است.

مقام بلند حضرت معصومه علیهاالسلام

شخصیت عظیم و روح الهی حضرت معصومه علیهاالسلام در زبان مورخان و عالمان دین چنین توصیف شده است و محدث گران قدر حاج شیخ عباس قمی به هنگام بحث از دختران حضرت موسی بن جعفر می نویسد: «بر حَسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظّمه، فاطمه بنت امام موسی علیه السلام ، معروف به حضرت معصومه، است» و پژوهشگر معاصر، علامه بزرگوار حاج شیخ محمدتقی تستری، صاحب قاموس الرجال نیز می نویسد: «در میان فرزندان امام کاظم علیه السلام با آن هم کثرتشان بعد از امام رضا علیه السلام کسی هم سنگ حضرت معصومه علیهاالسلام نمی باشد».

ماه منیر قم

خاک پاک دارالایمان قم، مدفن بیش از چهار صد تن از امام زادگان شایسته تعظیم و تجلیل است و در میان این چهار صد اختر تابناکی که در آسمان معنویت قم نور افشانی می کنند تربت پاک شفیعه روز حشر و کریمه اهل بیت چون ماه تابانی همه آنها را تحت الشعاع انوار درخشان خود قرار داده و دیار مقدس قم را شکوهی بی پایان و عظمتی کم نظیر بخشیده است؛ به گونه ای که همه روزه هزاران عاشق دل سوخته، از هر شهر و دیار و کوی و برزن، بر آن ضریح نقره فام چونان نشانی از کوی دوست بوسه می زنند و شمیم بهشتیِ قبر پنهان زهرای مرضیه علیهاالسلام را از آن استشمام می کنند.

کرامت دختران در فرهنگ اسلامی – ایرانی

اول ذیقعده روز میلاد با سعادت بانوی با کرامت اهل بیت، حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت است؛ دهه پر برکتی که آغازش میلاد مبارک دختر گرامی هفتمین امام شیعیان و پایانش میلاد مسعود خورشید تابناک ایران زمین، سلطان قلب‏های عاشقان اهل‏بیت عصمت و طهارت حضرت علی‌‏بن موسی‏‌الرضا پسر حضرت امام کاظم(ع) گره خورده است. روز میلاد حضرت معصومه (س) اما یک مناسبت دیگر را هم در دل خود جای داده است و روز میلاد دختر پاکدامن امام هفتم، بهترین بهانه است تا روز ملی دختران نام گیرد؛ دختران پاک‏‌نهادی که در فرهنگ و سبک زندگی ایرانی- اسلامی جایگاهی ویژه دارند و بی‌‏تردید همین رتبه و تراز بالا سبب شده تا در برنامه‌‏ریزی‏‌های‏ غرب برای سقوط و انحطاط جوامع اسلامی، دختران به‌‏عنوان مادران آینده و کسانی‌‏که قرار است از دامنشان مرد به معراج برسد، مورد هجمه‏‌های فرهنگی قرار می‏‌گیرند.

 الف) کرامت دختران در فرهنگ اسلامی – ایرانی‏
دختران در اسلام، عزیز خانواده‌‏اند
زن و دختر در سبک زندگی ایرانی- اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد زیرا نه فقط باورهای ملی ما برای بانوان جایگاه و احترام ویژه‏‌ای قائل است بلکه دین مبین اسلام نیز تکمیل‌‏کننده این‏ جایگاه بود و رفتار پیامبر اسلام با تنها فرزندشان حضرت فاطمه(س) زیباترین الگو را برای برخورد پدران با فرزندان دختر خود به تصویر می‌‏کشد و رسول خدا(ص) حضرت فاطمه(س) را بسیار گرامی می‏‌داشتند و ایشان را پاره تن خود می‏‌خواندند و با ورود حضرت زهرا(س) در یک جمع، پیامبر اکرم(ص) به احترام دختر مکرمشان تمام‌‏قد برمی‏‌خاستند و این الگوی رفتاری‏‌ در میان دیگر معصومین نیز دیده می‏‌شود و همواره بر عزیز‏داشتن دختران تأکید شده است و بی ‏تردید مباحثی‏ همچون حجاب و عفاف نیز حلقه تکمیل ‏کننده این عزتمندی و احترام به جایگاه والا و شأن بی‏ همتای زنان و دختران در جامعه است.

تضییع فرهنگ اسلامی، هدف غرب از هجمه‏‌ای نرم‏
فرهنگ ما فرهنگی خانواده‏‌محور است و از همین‏‌رو به‏‌دلیل جایگاه خوب فرزندان و به‏‌خصوص فرزندان دختر، دختران جامعه ما از موقعیت خوبی برخوردارند و همواره مورد حمایت خانواده و جامعه هستند اما نگاه غرب به زنان و دختران، نگاهی نادرست است که حتی در تعامل و تبادل فرهنگی نیز این نگاه و این فرهنگ به دختران ما آسیب می‌‏زند.
نگاه ابزاری و جنسیتی به زنان و دختران در فضای اجتماعی همراه با انتقال و تسری فرهنگ غربی در جامعه تسری‏ می‌‏یابد. مهم‏ترین هدف تهاجم فرهنگی غرب را می‌‏توان تضییع فرهنگ اسلامی و تخریب جایگاه والای زن در فرهنگ و جامعه اسلامی آن‌‏هم به بهانه و ادعای گزاف پایین‌‏بودن جایگاه زنان و دختران در جامعه اسلامی دانست.

ماندگاری دختران مسلمان در تاریخ‏

برای بررسی جایگاه والای زنان در جامعه و سبک زندگی اسلامی، باید به آیات و روایات، سیره اهل بیت و تاریخ اسلام مراجعه کرد. حضرت معصومه(س) در تاریخ اسلام و در دوران حیات خود از جایگاه ممتاز و ویژه‏‌ای برخوردار بوده است به‏‌گونه‌‏ای‌‏که در تاریخ جاودان شده است و حتی محل مدفن ایشان یک مکان مقدس برای ما مسلمانان به‌‏شمار می‌‏آید و هم‏چنین شأن و جایگاه حضرت زهرا(س) و رفتار پیامبر(ص) با آن‌‏حضرت از دیگر الگوهای اسلامی رفتار با دختران است در حالی که در هیچ کجای دنیا شما چنین الگوها و جایگاهی را برای زنان و دختران مشاهده نمی‌‏کنید.
برخی از رفتارهای نادرستی که در برخی مناطق یا کشورهای اسلامی نسبت به زنان و دختران وجود دارد، مورد انتقاد اسلام می‌‏باشد.

اصلاح اندیشه برای اصلاح ریشه‌‏ای رفتار

در رابطه با بروز و ظهور برخی ناهنجاری‏‌های ناشی از تهاجم فرهنگی در میان دختران و زنان جوان جامعه با توجه به این حقیقت که آسیب‏‌های رفتاری حکایت از آسیب‌‏های اندیشه و طرز فکر افراد دارد پس اگر ما می‌‏خواهیم به شکلی‏ ریشه‌‏ای این چالش‏ها را برطرف کنیم باید به‌‏سراغ اصلاح اندیشه‌‏های دختران و زنان جوانمان برویم. با تبیین جایگاه دختران در نگاه اسلام و فرهنگ اسلامی و پاسخگویی به شبهات، دختران جوان ما به سمت فرهنگ غربی‏ کشیده نمی‌‏شوند.

ب) نمونه‏‌هایی از کرامت دختران در متون دینی‏

روایات بسیار مهم باب دختر‏داری‏
مستحب است انسان، در صورتی که از دختر داشتن محروم است، دست نیاز به جانب حق بردارد و برای دختردار شدن با حال اخلاص به درگاه حق دعا کند و بنالد.
ابراهیم خلیل آن پیامبر بزرگ با داشتن فرزندی چون اسماعیل و اسحاق به درگاه حق جهت دختردار شدن نالید و امام صادق(ع) دعای او را بدین صورت نقل می‌‏کند: اِنَّ اِبْراهیمَ سَأَلَ رَبَّهُ اَنْ یَرْزُقَهُ اِبْنَةً تَبْکیهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ.
از حضرت حق درخواست دختر کرد تا حداقل پس از مرگش گریه‏‌کننده و ناله‌‏کننده و خلاصه مجلس گرم‏‌کن و یادآور داشته باشد.
هدفی که در این روایت بازگو شده خیلی مهم نیست، آنچه مهم است اصل مطلب است که پیغمبری اولوالعزم از داشتن دختر محروم بود، برای رسیدن به این نعمت دعا کرد.
رسول حق(ص) فرمود: نِعْمَ الْوَلَدُ اَلْبَناتُ، مُلْطِفاتٌ، مُجَهِّزاتٌ مُؤْنِساتٌ، مُبارَکاتٌ، مُفَلِّیاتٌ.
دختران چه خوب‌اند، مهربان و نرمخو، مددکار و آماده به کار، انیس انسان، با برکت و علاقه‏‌مند به پاکیزگی.
امام ششم(ع) فرمود: مَنْ عالَ اِبْنَتَیْنِ، اَوْ أُخْتَیْنِ، اَوْ عَمَّتَیْنِ اَوْ خالَتَیْنِ حَجَبَتاهُ مِنَ النّارِ.
کسی‏‌که دو دختر، یا دو خواهر، یا دو عمه، یا دو خاله را سرپرستی کند، سرپرستی آن دو او را از آتش جهنم حفظ می‏‌کند.
امام صادق(ع) فرمود: اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ، وَ الْحَسَناتُ یُثابُ عَلَیْها وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْها.
دختران حسنات‌اند، پسران نعمت حق‌اند، بر حسنات بهره می‏‌دهند و از نعمت بازپرسی می‏‌کنند.
شب معراج به رسولش فرمود: …قُلْ لاِباءِ الْبَناتِ: لاتَضیقَنَّ صُدُورُکُمْ عَلی بَناتِکُمْ فَاِنّی کَما خَلَقْتُهُنَّ اَرْزُقُهُنَّ. به دخترداران بگو، بر دختر داشتن بی‏‌حوصلگی نکنید، همانگونه که آن‏ها را آفریدم، روزی هم می‌‏دهم.
رسول حق(ص) فرمود: اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَی الاِْناثِ اَرَقُّ مِنْهُ عَلَی الذُّکُورِ، وَ ما مِنْ رَجُل یُدْخِلُ فَرْحَةً عَلی اِمْرَأَة بَیْنَهُ وَ بَیْنَها حُرْمَةٌ اِلاّ فَرَّحَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ.
خداوند به دختر مهربان‌تر از پسر است، کسی‏‌که باعث خوشحالی دخترش شود، خداوند روز قیامت او را خوشحال می‏‌کند.
رسول حق(ص) نهایتاً درباره ارزش دختر داشتن فرمود: خَیْرُ اَوْلادِکُمْ اَلْبَناتُ.
بهترین فرزندان شما دختران هستند.
فرهنگی در تمام تاریخ بشر بدین‌‏صورت از دخترداری جانبداری نکرده، بلکه به‏‌عکس، وضع دختران و زنان در جنب اقوام و ملل وضع خوبی نبوده، این زحمات بی‌‏شائبه رسول خدا(ص) بود که انقلاب معنوی عظیمی در مسأله حیات دختران و زنان و زن‏داری و دخترداری ایجاد کرد.

ج) برخی مقامات حضرت فاطمه معصومه(س)‏
شفیعه
یکی از فضایلی که حضرت معصومه(س) به آن دست یافت، مقام شفاعت است در روایتی که امام صادق(ع) قبل از تولد حضرت معصومه(س) بیان فرمود دلیل این بدانید؛ حضرت فرمود: «الا و انّ قم الکوفةُ الصغیرة الا انّ للجنة ثمانیة ابوابٍ ثلاثةٌ منها الی قم تقبض فیها امراةٌ من ولدی ‏اسمها فاطمة بنت موسی تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة باجمعهم.»
آگاه باشید که قم «کوفه کوچک» است و بدانید بهشت هشت در دارد که سه در به‏‌سوی قم است که بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی در آنجا رحلت می‌‏کند و با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‏‌شوند.
از این روایت علاوه بر اثبات مقام شفاعت حضرت معصومه(س) فراگیر‏بودن آن نیز روشن می‏‌شود.
بعد از ائمه معصومین هیچ‌‏یک از اولیاءِ الهی مقام شفاعتی چون فاطمه معصومه(س) را ندارد و در گستردگی مقام شفاعت وی همان بس که امام صادق(ع) فرمود: با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت خواهند شد و علاوه بر آن در متن زیارتنامه حضرت معصومه(س) نیز که دارای سند و به عبارت دیگر روایت از امام رضا(ع) است نیز همین مقام (شفاعت) وی توجه ما را به خود جلب می‏‌کند و آنجا که می‏‌خوانیم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شأناً من الشأن؛ ‏ای فاطمه ما را در بهشت شفاعت کن.»
موید سوم روایات فراوانی است که ثواب زیارت این بانوی شفیعه را بهشت قرار داده‏‌اند که بی‏‌گمان می‌‏توان گفت: شفاعت این بانوی گرانقدر برای زائران عارف خود زمینه بهشتی‏‌شدن آن‏ها را فراهم خواهد ساخت. ازجمله آن روایات را می‏‌خوانیم:
1. علامه مجلسی در بحار الانوار می‌‏نویسد: امام رضا(ع) فرمود: «من زارها فله الجنة»، هرکس او را زیارت کند بهشت برای او است و فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنی» و فرمود: «من زارها عارفاً بحقه فله الجنة».
2. امام جواد(ع) فرمود: «من زار قبر عمتی بقم فله الجنة» آن‏که قبر عمه‌‏ام در قم را زیارت کند بهشت برای او است.
3. امام صادق(ع) فرمود: «ان زیارتها تعادل الجنة» زیارت او همسنگ بهشت است. و فرمود: «من زارها وجبت له الجنة»، آن‏که او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می‏‌شود.
محدث قمی رویای صادقه‌‏ای دیده است که جایگاه بلند شفاعت حضرت معصومه را نشان می‏‌دهد. وی که در تیمچه بزرگ قم به مناسبت ایام فاطمیه بر فراز منبر رفته بود، فرمود: شبی میرزای قمی را در عالم رؤیا دیدم از او پرسیدم: آیا شفاعت اهل قم به‌‏دست حضرت معصومه(س) است؟ او قیافه‏‌اش را درهم کشید و فرمود: شفاعت اهل قم با من است. شفاعت عالم با حضرت معصومه(س) است.

معصومه‏
از دیگر مراتبی که فاطمه معصومه(س) به آن دست یافت، مقام عصمت بود و تا آنجا که یکی از القاب وی به این ویژگی‏‌اش اختصاص یافت و بر اساس روایتی که محمد تقی‏‌خان سپهر (متوفی‏1297 ه. ق) در ناسخ التواریخ از امام رضا(ع) نقل کرده است و امام رضا(ع)ضمن حدیثی لقب معصومه را در باره حضرت فاطمه به کار برد و فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» آن‏که معصومه را در قم زیارت کند گویا مرا در حالی که دختران در سبک زندگی و فرهنگ ایرانی اسلامی از متعالی‌‏ترین جایگاه برخوردارند، دوری از این سبک زندگی موجب شده تا دختران جامعه ایرانی- اسلامی در نوک پیکان تهاجم فرهنگی قرار بگیرند.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده