ساعت: ۰۹:۰۵ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ شناسه خبر: 6936

محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با حمایت اربابان آمریکایی خود، قدرت فزاینده‌ای یافت و بیش از پیش بر طبل طغیان و ظلم کوبید؛ هرچند خروش خشم مردم مسلمان ایران در بهمن ۱۳۵۷ کاخ ظلم پهلوی را ویران ساخت.

به گزارش سرویس سیاسی “سیرجان خبر” کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت ملی گرای مصدق، سرآغاز دیکتاتوری افسار گسیخته محمدرضا پهلوی بر کیان ایران بود. محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با حمایت اربابان آمریکایی خود، قدرت فزاینده‌ای یافت و بیش از پیش بر طبل طغیان و ظلم کوبید؛ هرچند خروش خشم مردم مسلمان ایران در بهمن ۱۳۵۷ کاخ ظلم پهلوی را ویران ساخت.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت قانونی و ملی‌گرای مصدق با طرح سری سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس این واقعیت را به وضوح نمایان ساخت که غرب به عنوان داعیه‌دار دموکراسی هر زمان که منافعش اقتضاء کند، مفاهیمی چون مرم‌سالاری و حاکمیت مردم را به مسلخ می‌کشاند و در این راه حتی از استخدام اراذل و اوباش چماق‌دار نیز دریغ نمی‌ورزد.ملی کردن صنعت نفت توسط دولت مصدق با حمایت موثر آیت الله کاشانی صورت گرفت که انگلیس را از چپاول ثروت ملی ایرانیان محروم کرد.روپاه پیر استعمار پس از آنکه نتواست در دادگاه‌ها و مجامع بین المللی پیروز مخاصمه نفتی با ایران شود، با جلب نظر آمریکا هراسان از نفوذ کمونیسم در ایران و همچنین خوش خدمتی درباریان پهلوی و اراذل و اوباش بی مخ تهرانی، کودتایی را علیه دولت مصدق ترتیب داد. کودتایی که در شکل گیری آن علاوه بر سرویس‌های اطلاعاتی و رسانه ای بیگانه، بی تدبیری‌های دولت سقوط کرده نیز نقش داشت.

نخست وزیری مصدق آغاز ضدیت با انگلیس

در سال ۱۳۰۲ که حدود سه سال از کودتای رضا خان قزاق می‌گذشت، مصدق در کسوت وزیر خارجه کابینه مشیرالدوله، خود را به عنوان سیاستمداری ضد انگلیسی معرفی کرد.

در سال ۱۳۰۴ پس از تغییر نظام سیاسی از قاجار به پهلوی، رضاه شاه با دستور اربابان انگلیسی خود به تصفیه حساب صاحب منصبانی پرداخت که رویکردی ضد انگلیسی داشتند. مصدق در زمره این صاحب منصبان بود که در دوران شانزده ساله استبداد رضا خان نفی بلد شد.

پس از شهریور ۱۳۲۰ و تبعید رضا شاه توسط متفقین به جزیره موریس، مصدق در انتخابات مجلس چهاردهم به عنوان نماینده تهران برگزیده شد.

 

مصدق با همکاری نمایندگان ملی گرا و برخی از توده‌ای‌های مجلس چهاردهم طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن دولت اجازه اعطای هیچ گونه امتیاز نفتی به قدرت‌های جهانی را نداشت. تصویب این طرح موقعیت مصدق را به عنوان یک سیاستمدارضد استعماری بیش از پیش در اذهان نخبه گان و عامه مردم به تثبیت رساند.

در اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق به جای حسین علاء بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد. دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرا درآوردن قانون «ملی شدن صنعت نفت» و برگزاری انتخابات آزاد بود.

اعمال سیاسی مصدق از دو وسوسه ذهنی سراسر عمرش نشات می‌گرفت، تنفر تسکین ناپذیر از سلسله پهلوی و مخالفتی به همین اندازه شدید با نقش مداخله گرایانه انگلیس در امور داخلی ایران؛ این دو وسوسه در دهه ۱۳۳۰ غیر قابل درک و غیر معمول نبود اما چنین می‌نماید که اشتباه مصدق تلاش برای دنبال کردن همزمان این دو وسوسه بوده است.

پس از ملی شدن صنعت نفت، دولت انگلیس به حمایت از شرکت نفت ایران و انگلیس پرداخت و اقدام به شکایت از ایران در شورای امنیت سازمان ملل کرد.

شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بین‌المللی در لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بین‌المللی را برای رسیدگی به این مسئله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود صالح ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد. بدین ترتیب انگلیس و شرکت نفت که نتوانستند از مجراهای قانونی بین‌المللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند به اقدام در ایران پرداختند. مخالفان مصدق در ایران را متشکل و هماهنگ کردند وبا صرف پول، چهره‌هائی را که در آغاز نهضت ملی شدن نفت با مصدق همراه بودند، به مقابله با او کشاندند.

آمریکا با انگلیس هم کاسه می‌شود

طبق قرارداد ۱۹۳۳ «شرکت نفت ایران و انگلیس» نفت ایران را انحصارا در دست خود داشت. اما این فعالیت پر سود مدت‌ها مورد نظر شرکت‌های نفتی آمریکائی نیز بود و منتظر بودند که امکانی برای ورود به عرصه نفت ایران پیدا کنند.

در تحولات تاریخی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ خورشیدی ایران، دولتهای بریتانیا و سپس آمریکا نقش بسیارمهم ولی در عین حال متفاوتی بازی کردند؛ بزرگ‌ترین دغدغه بریتانیاییها در ایران، منافع مالی یا به عبارت دیگر، منابع نفتی بود. پیشینه حضور بریتانیاییها در ایران موجب نفوذ آنها در لایه‌های مختلف اجتماع و سیاست ایران شده بود و به خطر افتادن منافع آنان در حقیقت منافع گره خورده برخی ایرانیها را نیز به خطر می‌انداخت. در مقابل، حضور آمریکاییها در ایران جدید بود؛ نفت ایران در اندازه‌ای نبود که برای آمریکا حیاتی باشد. به همین جهت نیز آمریکا تا سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) هوادار ملی شدن نفت ایران بود. مهمترین دلیلش افزایش بی سابقه کمکهای مالی دولت آمریکا در دوران نخست وزیری مصدق به ایران می‌باشد.

ولی انگلیسی‌ها برای همراه کردن آمریکایی‌ها در مورد کودتا سعی در قوی جلوه دادن احتمال به قدرت رسیدن کمونیستها داشتند اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا به خوبی نشان می‌دهد که آمریکاییها در ایران بیش از هر چیز نگرانیهای «ژئو استراتژیک» داشتند؛ این اسناد نشان می‌دهد که حضور دولت شوروی در همسایگی ایران، حساسیت ویژه‌ای در دولتهای آمریکا پس از جنگ جهانی (ترومن و آیزنهاور) ایجاد کرده بود. دست کم سه سال پیش از کودتای ۲۸ امرداد ۳۲، آمریکاییها برنامه جامعی برای مقابله با «تهدید کمونیسم» در ایران داشتند.

در دوران ریاست جمهوری ترومن، تلاشهای دولت محافظه کار چرچیل درانگلیس برای همراه ساختن آمریکا در تغییر دولت ایران نتیجه نداد و اسناد منتشره نشان می‌دهد که برنامه آمریکا در این دوره مشروط به حمله شوروی یا به قدرت رسیدن حزب توده در ایران بوده‌است اما پس از روی کار آمدن دولت جمهوریخواه ژنرال آیزنهاور، سیاستهای آمریکا به سمت اقدام «پیشگیرانه» رفت و از این پس بود که پول و مأموران مخفی آمریکا به ایران سرازیر شدند.

تدوین کلیات طرح کودتا

در خرداد ۱۳۳۲ کمیتۀ امنیتی مشترک آمریکا و انگلیس کلیات طرح کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را تهیه و تکمیل نمود. در این طرح مبانی هفتگانه مفروض گرفته شده بود.

حتی الامکان عملیات کودتا باید ظاهری کاملاً قانونی داشته باشد و در افکار عمومی نباید به صورت یک کودتای آشکار و تمام و کمال معرفی گردد.

افکار عمومی ایران باید در آستانه کودتا بر اساس جنگ روانی و تبلیغات حجیم علیه آیت ا… کاشانی و مصدق تحریک گردد.
سرلشکر “زاهدی” با حمایت آمریکا و انگلیس رهبری اجرای کودتا را بر عهده بگیرد و زمینه‌های لازم را برای سرکوب هرگونه واکنشی پس از انجام موفقیت آمیز کودتا فراهم آورد.

شاه باید نسبت به حمایت کامل آمریکا و انگلیس از کودتا کاملاّ توجیه شود و از کمک های مالی آمریکا به حکومت خود پس از انجام کودتا مطمئن گردد.

شاه ایران باید مستقیماً در عملیات اجرایی کودتا درگیر شود و ضمن دادن تعهد، احکام مشخصی را صادر نماید که به واسطۀ آنها “مصدق” را از نخست وزیری عزل و سرلشکر “زاهدی” رابه نخست وزیری منصوب کند.

عوامل نفوذی در مطبوعات ایران و بخشهای فارسی رادیوهای خارجی بویژه رادیو بغداد نقش ویژه ای درتحریک افکار عمومی مردم ایران بر عهده خواهند داشت.

شعبه های امنیتی آمریکا و انگلیس در ایران طرح براندازی و انجام کودتا را با ایرانیانی که “زاهدی” معرفی می‌کند قبلاً مورد بازبینی و وارسی قرار دهند.

پس از توافق بر سر کلیات طرح کودتا در ۹ ژوئن ۱۹۵۳ مطابق با ۲۰ خرداد۱۳۳۲ مسئولین دستگاههای امنیتی آمریکا و انگلیس و طراحان کودتا به مدت چهار روز در بیروت جلسات متعددی را برگزار نمودند. دستور کار آنها یکدست سازی عملیات وتعیین جزئیات بود.

شکست کودتا در ۲۵ مرداد

طرح کودتا از سوی آمریکاییها عملیات “تی. پی. آژاکس” نام گرفت و کرمیت روزولت به منظور اجرای این امر به ایران آمد و انگلیسی‌ها نیز کریستوفر وودهاس را مأمور این کار کردند و نام عملیات خود را “عملیات چکمه” گذاشتند.

در داخل ایران نیز شبکه مخفی شاپور ریپورتر (فرزند اردشیر جی از حامیان اصلی رضاخان در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹) و اسدالله علم و برادران رشیدیان تحت حمایت خانواده صهیونیستی لرد روچیلد انگلیسی به نام ” عملیات بِدامَن” فعالیت می‌کردند. وظایف این گروه نفوذ در رهبری احزاب و سازمانهای سیاسی و مذهبی و ایجاد ناامنی و هرج و مرج در کشور و به آتش کشیدن و غارت اموال مردم بود.

نمونه بارز این کار تظاهرات متعدد حزب توده به بهانه‌های مختلف، وجود سرلشکر فضل‌الله زاهدی (عامل اصلی کودتا) در مصدر وزارت کشور، رخنه شک‌برانگیز شمس قنات‌آبادی در بیت آیت‌الله کاشانی (با توجه به سوابق وی در بعد از کودتا) و قتل افشارطوس و دهها عملیات دیگر بود.

اشرف پهلوی، در خاطرات خود می‌نویسد: «تابستان ۱۳۳۲ یک نفر ایرانی به من تلفن کرد که آمریکا و انگلیس در باره وضع کنونی ایران بسیار نگرانند لذا می‌خواهم با دو مرد یکی آمریکائی و دیگری انگلیسی ملاقاتی داشته باشید. مرد آمریکائی به من گفت که نماینده جان فاستر دالس و آن مرد انگلیس هم نماینده وینستون چرچیل است که حزب محافظه کارش اخیراً به قدرت رسیده است. مرد انگلیسی گفت زمان عمل فرا رسیده است ولی ما باید از شما تقاضای کمک کنیم و چون از شما تقاضا می‌کنیم که عملاً زندگی خود را به خطر بیندازید چک سفیدی را در اختیارتان قرار می‌دهیم تا هر مبلغی که مایل باشید روی آن بنویسید. وقتی که به تهران رسیدم هنوز نیم ساعت نگذشته بود که فرماندار نظامی تهران دستور مصدق برای خروجم را ابلاغ کرد ولی من نپذیرفتم و مصدق ۲۴ ساعت فرصت داد و من در این مدت پاکت ارسالی آن مرد آمریکایی را از طرف همسر شاه به وی دادم.

مضمون پاکت ارسالی، دستور امریکائی‌ها مبنی بر همکاری با کودچیان بود که از طریق اشرف به شاه ابلاغ شد. در همان روز ژنرال نورمن شوارتسکف، مستشار سابق ژاندارمری، با وجوه اعطائی سازمان سیا به مبلغ پنج میلیون دلار، به منظور سازماندهی کودتا وارد تهران شد و پس از ملاقات با جمعی از افسران و سرلشکر زاهدی از کشور خارج شد. او در این سفر، پنج میلیون دلار به زاهدی بابت هزینه‌های کودتا پرداخت.

در ششم مرداد ماه جان فاستر دالس، وزیرخارجه آمریکا، گفت: «فعالیت روز افزون حزب غیرقانونی کمونیست توده در ایران و اغماض و چشم پوشی دولت ایران از این گونه فعالیت‌ها، نگرانی بزرگی برای دولت آمریکا ایجاد کرده است.» در پی آن کرمیت روزولت مسئول امور خاورمیانه سازمان سیا، با نام جعلی جیمز اف لاکریج از طریق مرز عراق در استان کرمانشاه وارد ایران شد.

با ورود روزولت، تحرک بیشتری به فعالیت کودتا داده شد. رزولت علاوه بر پول، حجم قابل توجهی مقاله، کاریکاتور، و امکانات لازم برای فضاسازی نیز به همراه خود آورده بود. در یازدهم مرداد سال ۱۳۳۲ کرمیت روزولت، رهبر کودتا، با شاه ملاقات کرد و طرح کودتا و برکناری مصدق و نخست وزیری زاهدی را با وی مطرح و رضایت نهایی وی را در عزل مصدق و انتصاب زاهدی جلب نمود.

سه روز بعد در چهاردهم مرداد سال ۱۳۳۲ ژانرال آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا، در یک سخنرانی تصریح کرد که: «آمریکا مصمم است راه پیشروی کمونیسم در ایران و دیگر کشورهای آسیائی را مسدود کند. پیروزی نخست وزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمره همکاری مصدق و حزب توده بوده است.»

روز بیست و چهار مرداد شاه، دو حکم جداگانه یکی مبنی بر عزل دکتر مصدق از نخست وزیری و دیگری مبنی بر انتصاب زاهدی به نخست وزیری را امضا می‌کند.

سرهنگ نصیری، فرمانده‌ گارد، فرمان انتصاب زاهدی را به وی می‌دهد. رأس ساعت ده شب، نصیری فرمان عزل مصدق را به او تحویل می‌دهد.

عملیات کودتا قرار بود توسط سه واحد ارتش به اجرا در آید. در هجدهم مرداد، شاه در ملاقات شبانه با کرمیت روزولت پس از بررسی عملیات کودتا، فرمان‌ آن را امضا کرد.

باوجود اینکه همه تمهیدات برای عملیاتی شدن کودتا و سقوط دولت ملی گرای مصدق فراهم آورده شده بود، اما هوشیاری سرلشگر ریاحی وزیر دفاع کابینه مصدق و همچنین بازداشت نصیری توسط سرهنگ ممتاز (رئیس کلانتری یکم) کودتا را خنثی گردانید.

محمدرضا پهلوی پس از این واقعه به همراه ثریا اسفندیاری (همسر)و محمد خاتمی (خلبان) و ابوالفتح آتابای (آجودان) خود ابتدا به کلاردشت و رامسر و از آنجا به عراق و سیس، به رم( ایتالیا) گریخت.

امیدواری آمریکایی ها به کودتای دوم

پس از شکست کودتا در ۲۵ مرداد، عصر همان روز لوی هندرسون سفیر آمریکا در پاکستان به تهران می‌آید تا نگذارد خاکستر آتش کودتا در طوفان حمایت مردم از مصدق به خاموشی گراید.

هندرسون به منزل مصدق رفت و به او اعلام کرد که دولت آمریکا دیگر نمی‌تواند مصدق را به عنوان نخست وزیر قانونی ایران به رسمیت بشناسد.

هندرسن به دکتر مصدق تکلیف کرد که باید از پست خود کناره‌گیری نماید. ولی دکتر مصدق او را با عتاب از خانه خود بیرون کرد و هندرسن نیز پس از مشاجره با مصدق با رابطان خود تماس گرفته و به آنها اعلام نمود که «دولت آمریکا فقط دولت زاهدی را دولت رسمی و قانونی ایران می‌‌داند.»

با فرار شاه، در سراسر کشور تظاهرات عمومی برپا شده و مجسمه‌های شاه و پدرش به پایین کشیده شد. عکس‌های وی از ادارات جمع‌آوری گشت. در تجمع بزرگی در میدان بهارستان، دکتر حسین فاطمی، وزیرخارجه، اعلام کرد که: «نظام سلطنتی باید برچیده شود و حکومت جمهوری اعلام شود و شاه ایران روی مللک فاورق مصر را سفید کرده است.» اما سایر اعضای کابینه، بعد از سخنان فاطمی تاکید کردند که: «علیحضرت باید برگردد» در چنین شرایطی که کشور شدیداً به مجلس نیاز دارد. دکتر مصدق پیروزی در رفراندوم و انحلال مجلس را اعلام کرد.

در همین روز‌ها تظاهرات گسترده‌ای به حمایت از دولت مصدق بر پا شد. اما دکتر مصدق دستور منع تظاهرات در حمایت از دولتش را صادر کرد و تکلیف کرد که مردم به خانه‌های خود برگردند.

هوشیاری آیت الله کاشانی و هشدار به مصدق

آیت الله کاشانی که در سی تیر ۱۳۳۱ از مصدق در برابر شاه و قوام حمایت کرده بود؛ با بینشی بالا طی نامه‌ای به مصدق از توطئه دوباره آمریکا برای براندازی دولت خبر داد، اما دکتر مصدق با بی اعتنایی به مرقومه آیت الله کاشانی، غره حمایت مردم شد.

متن نامه آیت الله کاشانی و جوابیه مصدق بدین شرح است:

گرچه امکانی برای عرایضم باقی نمانده است ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است. خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید که تمام هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقای آن مایل نیستید از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازی‌های اخیر بر من مسلم است که می‌خواهید مانند سی‌ام تیر کذائی یکبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید.

حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندم نشنیدید مرا لکه حیض کردید خانه‌ام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد بستید حالا نه مجلسی هست و نه تکیه گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگه داشته بودم با لطایف الحیل خارج کردید و حالا همانطور که واضح بود درصدد به اصطلاح کودتا است.

اگر نقشه شما نیست که مانند سی‌ام تیرماه عقب‌نشینی کنید و به ظاهر قهرمان بمانید… همان‌طور که گفتم آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها کمک کرد حالا به صورت ملی و دنیا‌پسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمی‌خواهید کنار بروید این نامه من سندی است در تاریخ ملت ایران که من شما را با وجود همه بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا توسط زاهدی که مطابق با نقشه‌های خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچ‌گونه عذری نباشد اگر براستی در این فکر اشتباه می‌کند با اظهار تمایل شما…. سید مصطفی و ناصر خان قشقایی را برای مذاکره، خدمت می‌فرستم. امضا: سید ابوالقاسم کاشانی»

دکتر مصدق در پاسخ نامه آیت الله کاشانی نوشت که «۲۷مرداد ماه مرقومه حضرت آقا توسط آقای حسن سالمی زیارت شد اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. و السلام. دکتر محمد مصدق

کودتای دوم نتیجه می دهد

مجدداً در روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ کودتاچیان از سردرگمی، انفعال، بی‌برنامگی دولت (علی‌رغم اطلاع قبلی از وقوع کودتا از جمله نامه مورخه ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ آیت‌الله کاشانی که با پاسخ سرد و منفی مصدق مواجه شد) استفاده کرده و نظامیان با کمک اراذل، اوباش، چاقوکشان و فواحش تهران به خیابانها ریختند و در عصر همان روز کار دولت مصدق را خاتمه دادند و نخست‌وزیر به همراه چند تن از وزرای کابینه، خود را تسلیم کردند و سرلشکر فضل‌الله زاهدی با فرمان شاه که از قبل صادر شده بود به نخست‌وزیری کودتا منصوب گردید و محمدرضا پهلوی نیز بعد از ۳ روز به ایران بازگشت و بر مصدر قدرت نشست.

اسناد موجود بیانگر آگاهی مصدق از وقوع کودتا بود اما وی با توجه سیاست معاشات خود، هیچ گونه اقدامی برای جلوگیری ازآن به عمل نیاورد . مصدق حتی به وسیله رادیو مردم را برای دفاع ازدولت خود فرا نخواند وبه تقاضای یاران و مشاوران خود نیز وقعی ننهاد.

خاطراتی که از واقعه روز ۲۸ مرداد از نزدیکان مصدق به جای مانده، گویای این واقعیت است که وی درآن روزها بسیارخسته بوده و آمادگی مقابله با کودتاچیان را نداشت.

مقارن ظهر همان روز تهران چهره دیگری به خود گرفت. ادارات دولتی یکی پس از دیگری به تصرف تظاهرکنندگان درآمد. ساعت ۱۵:۳۰ ۲۸ برابر با مرداد ۱۳۳۲ زاهدی سقوط مصدق و انتصاب خود را به نخست وزیری اعلام کرد.

عصر همان روز فقط در اطراف خانه مصدق مقاومت هایی در برابر حکومت جدید صورت یافت و آن هم درساعت ۱۹:۳۰ با تسلیم نیروهای وفادار مصدق پایان یافت. دیوارهای اطراف خانه به وسیله آتش تانک و توپ خراب شد و به خانه حمله شد و مصدق از راه بام گریخت. وی روزهای بعد تسلیم نیروهای زاهدی شد و به بازداشتگاه رفت.

دکتر مصدق در جلسات دادگاه فرمایشی رژیم شاه با نطق‌های آتشین به دفاع از خود پرداخت، اما سرانجام دادگاه رای به محکومیت مصدق صادر کرد و مصدق تا پایان عمر در ملک شخصی خود در احمد‌آباد در تبعید به سر برد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ درگذشت.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد