IMG_2778به گزارش سرویس مذهبی“سیرجان خبر” پس از فتح مكه در سال هشتم هجرى و درخشش قدرت اسلام در جزیرةالعرب، پیروان دیگر ادیان و مذاهب و رهبران و رجال سیاسى و مذهبى توجه خاصى به اسلام و مسلمانان و به كانون این قدرت عظیم یعنى مدینةالرسول پیدا كردند. این امر زمینه مناسبى را براى نشر و گسترش شعاع اسلام تا اقصى نقاط حجاز و حتى خارج از آن فراهم آورد و پیامبر اسلام توانست از این فرصت بخوبى استفاده كند و با ارسال نامه‏ ها و نمایندگان ویژه به رؤساى بلاد و زمامداران كشورها آنها را به پذیرش اسلام و یا به رسمیت شناختن دولت اسلامى و التزام به مقررات آن فرا خواند.
طبیعى است كه بسیارى از مخاطبین این نامه‏ ها علاقه‏ مند بودند كه به مدینه و به مقر دولت اسلامى بیایند و با شخص رسول‏ خدا آشنا شوند و از نزدیك وضعیت مسلمانان را ببینند.

این بود كه در سال نهم هجرى به تدریج هیئت‏ هاى نمایندگى طوائف و قبائل عرب به حضور رسول‏ خدا می رسیدند و این سال را مورخین «عام الوفود» نام نهاده‏اند.

نامه رسول‏ خدا به مسیحیان نجران از جمله نامه‏ هاى ارسالى آن حضرت بود كه گروهى از بزرگان و اشراف نجران را به مدینه كشاند. این هیئت بلندپایه چون در مذاكرات شفاهى با آن حضرت به تفاهم نرسیدند و از سر لجاج پاسخ آن حضرت به سؤالات اعتقادى خود را قانع‏ كننده ندانستند پیشنهاد دیگرى از سوى رسول‏ خدا دریافتند مبنى بر این كه اكنون كه هر طرف خود را محق و دیگرى را باطل می شمارد بیایید عزیزان خود را جمع كنیم و دست به دعا برداریم و خداى خویش را بخوانیم و هر یك بر دیگرى نفرین كند تا ببینیم خداوند نداى كدام طرف را پاسخ می ‏دهد و آشكار شود چه كسى در ادعاى خود دروغگویى بیش نیست.

این عمل كه در لغت عرب مباهله نامیده مى‏شود، راهى جدید بود كه به نص آیه 61 سوره آل‏عمران :
(فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنةالله على الكاذبین)
پیامبر اسلام از سوى خداوند بدان مأمور گشت و براى پایان بخشیدن به مجادلات هیئت نصارى با آن حضرت و اقناع عوام و خواص از مسلمانان و مسیحیان از هر منطق و استدلالى بهتر و رساتر بود. ولى به گواهى همه منابع تاریخى مسیحیان نجران پس از قبول این پیشنهاد چون به میعادگاه وارد شدند و نشانه‏ هاى حقانیت رسول‏ خدا را در دعوت خویش مشاهده كردند از اقدام بدین كار منصرف شدند و به پرداخت جزیه و امضاى صلحنامه ه‏اى كه رسول‏ خدا شروط آن را مشخص میساخت، تن در دادند

ظهور حقانیت اسلام در برابر مسیحیت.
و جالب توجه آن است كه تا به امروز نیز هیچ عالم و عابد مسیحى نخواسته است كه بار دیگر به میدان مباهله با مسلمانان درآید تا بدین وسیله از اعتقاد راسخ خود به صحت ادعایش و یقین به حقانیت دینش خبر دهد ؛ بلكه در پیرامون واقعه مباهله حوادثى به ثبت رسید كه عكس این مطلب را ثابت كرد و بخوبى آشكار شد كه مسیحیان علائم پیغمبر خاتم را كه در كتب آسمانى موجود در نزد خود خوانده بودند، بر پیامبر اسلام منطبق دیدند و او را در ادعاى نبوت بر حق می دانستند و به تعبیر قرآن «الذین آتیناهم الكتاب یعرفونه كما یعرفون ابناءهم و ان فریقا منهم لیكتمون الحق و هم یعلمون» (بقره / 146) ولى با این حال نمی خواستند از دین خود و موقعیت ویژه‏اى كه نزد مردم خود پیدا كرده‏ اند دست بكشند.
اثبات فضیلت عظیم براى على‏ علیه السلام و زهراءعلیها السلام و حسن و حسین علیه السلام
كه تنها همراهان رسول‏ خدا در این ماجرا بودند و اختیار نمودن پیغمبر اینان را از میان فرزندان و زنان و اصحاب خود، بهترین دلیل بر علو مرتبه و منزلت آنها نزد خدا و رسول‏خداست.
دلالت آیه مباهله بر امامت على‏ علیه السلام
چرا كه كلمه «انفسنا» در آیه مذكور شاهد بر وجود مقام و منزلتى براى خصوص على‏ علیه السلام نزد رسول‏ خداست كه هیچكس بدان نرسیده و نخواهد رسید و هموست كه در لسان وحى نفس پیغمبر شمرده شده است و از اینجاست كه می توان گفت على‏ علیه السلام افضل صحابه بلكه افضل خلق بعد از رسول‏ خدا است و طبعا همه كمالاتى كه براى رسول‏ خدا ثابت است، براى او نیز ثابت مى‏گردد مگر اصل نبوت

یادداشت:حجت الاسلام و المسلین یارالله شاهمرادی