ساعت: ۱۴:۰۴ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۲/۰۹/۲۶ شناسه خبر: 13102

بسیاری از افراد و جریانات که سال ها قبل توهین های غیرمنصفانه ای نسبت به رفسنجانی روا می داشتند و وی را به لقب عالیجناب سرخ پوش مزین کرده بودند، حالا چند نقد ساده به رفتارهای عجیب او و خاندانش را افراطی گری می خوانند!

hashemi rafsanjaniبه گزارش“سیرجان خبر” به نقل از باشگاه خبرنگاران،پس از سفرهای پرحاشیه و تنش آفرین رفسنجانی به برخی استان ها و بیان عباراتی جنجالی و انتقاد مردم و نیروهای انقلابی و حزب اللهی به آن سخنان و همچنین عملکرد او و خاندانش در جریان فتنه، این بار نیز در آستانه ی سفر غیرضروری رییس مجمع تشخیص به کرمان، برخی دانشجویان و رسانه های بومی انتقاداتی را مطرح کردند.

براساس این گزارش، با بازنشر آن انتقادات در سطح رسانه های عمومی که بیشتر به محل تامین هزینه های مالی این سفر و ارتباط اطرافیان وی با برخی مفسدان اقتصادی معطوف شده، از روز گذشته و پس از لغو سخنرانی رفسنجانی در جمع دانشجویان، رسانه های اطلاح طلب در اقدامی هماهنگ، پروژه ی حمله به منتقدین را کلید زدند.

“افراطی” رمز عملیات تخریب منتقدین رفسنجانی

در پی انتقاد رسانه ها به خصوص خبرنگاران کرمانی نسبت به مواضع هاشمی رفسنجانی و سوالات آنان درباره اهداف و منابع مالی سفرهایش، حامیان او اقدام به تخریب منتقدان کردند که به نظر می رسد کلید واژه ی “افراطی” رمز توپخانه تبلیغاتچی ها برای تخریب وجه منتقدین باشد.

اما حامیان رفسنجانی امروز در حالی منتقدان را افراطی می خوانند که از سال 76 پروژه تخریب افراطی او و دولتش را در دستور کار دارند. انگار آن زمان هاشمی از سرمایه های انقلاب نبود و یا سیاه نمایی علیه دولت پنجم و ششم تخریب جمهوری اسلامی محسوب نمی شد!؟

جهت یادآوری تاریخی رسانه های موسوم به اصلاح طلب، برخی مواضع سرانشان را در آن زمان یادآور می شویم تا حداقل تفاوت نقد با تخریب را بدانند.

البته واضح و بدیهی است که هیچ نیروی انقلابی به هیچ وجه برخی از انگاره ها و تهمت هایی نظیر نقش رفسنجانی در قتل های زنجیره ای را قبول ندارد اما برای عمل به توصیه حضرت امام خمینی(ره) که فرمود: “آنچه برای ما روشن و واضح است شاید برای نسل های آینده مبهم باشد و تاریخ روشنگر نسل های آینده است و امروز قلم های مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند. باید نویسندگان امین این قلم را بشکنند…” یکبار دیگر آن بخش از تاریخ را برش می زنیم به امید این که شاید رییس مجمع تشخیص، کمی به اطراف خود بیشتر و بهتر بنگرد.

تقابل اصلاح طلبان با هاشمی  در انتخابات مجلس ششم

برای اینکه به تحلیلی دقیقتر از نوع رفتار گروه های مختلف موسوم به اصلاح طلب با رفسنجانی دست یابیم، مناسب است کمی به عقب برگشته و گذری کوتاه و مختصر بر رفتار اشخاص و گروه های این جریان سیاسی با هاشمی در انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی داشته باشیم. مقطعی که اصلاح طلبان برای دسترسی به کرسی های مجلس به خصوص کرسی ریاست آن نیازمند تخریب چهره رییس مجمع تشخیص در افکار عمومی بودند.

جریانی که چند سال بعد در چرخشی 180 درجه ای و در انتخابات نهم ریاست جمهوری در جلسات خصوصی و مصاحبه‌های عمومی از رفسنجانی به عنوان بهترین کاندیدا برای ریاست قوه مجریه نام می‌بردند که این تغییرات، ابهامات زیادی را در افکار عمومی پدید آورد و  البته این جریان هنوز هم هاشمی را پلی برای بازگشت به قدرت می داند. اعضای جبهه منحله مشارکت در حالی از سال ۴۸  به بعد هاشمی را منجی کشور می خوانند که پیش از این در باره او به شکل دیگری سخن می گفتند.

– هاشمی باید پاسخگوی فسادهای شدید دوره اش باشد: عباس عبدی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، با پنهان کردن سهم هم حزبی های خود در دوران دولت سازندگی، تمام مشکلات فرهنگی- اقتصادی کشور را به عهده هاشمی گذاشته و چنین می‌نویسد: «هاشمی باید نسبت به شرایط فرهنگی، آموزش عالی، فساد اداری، فسادهای مالی شدید، خصوصاً وضعیت فراوان اطلاعات و دیگر مسایل در دوره ریاست جمهوری خویش پاسخگو باشد». (روزنامه پیام آزادی، 30 آذر 78)

– فساد دوره هاشمی صدر و ذیل سیستم را پاره کرده: در جای دیگر، یکی از اعضای حزب مشارکت  همچون دیگر مدعیان اصلاح طلبی بدون اشاره به نقش و مسئولیت دوستان و هم حزبی هایش در دولت سازندگی و مسئولیتشان در دوران دولت توسعه سیاسی (دولت خاتمی)،  درباره عملکرد وزارت اطلاعات و نقش آن در مفاسد اقتصادی، رفسنجانی را مورد انتقاد قرار می‌دهد و در روزنامه بیان می نویسد: «هاشمی در دوران ریاست جمهوری‌اش، سیاستی در پیش گرفت که هرکس هرکاری می‌تواند بکند، انجام دهد. به تمام وزارتخانه‌ها و ادارات گفتند که خودتان تولید درآمد کنید و این یکی از مهمترین ضربه‌هایی بود که در این سالها به نظام مملکتی وارد شد. هیچ جای دنیا اجازه نمی‌دهند که وزارت اطلاعات آن وارد روابط اقتصادی بشود؛ به خاطر اینکه بنیاد اطلاعات را هم به هم می‌ریزد. کسی که در موضع وزارت اطلاعات است و منبع اطلاعاتی دارد، نمی تواند وارد کارها و معادلات اقتصادی خرید و فروش کارخانه بشود. تقریباً تمام جاهای دیگر که بودجه لازم داشتند، مثل وزارت اطلاعات و نیروهای انتظامی، آقای هاشمی یک راهی باز گذاشتند که همه اینها وارد شوند و اسم آن را گذاشته بودند خودکفایی و افتخار هم می‌کردند. مثلاً وزیر سابق اطلاعات می‌گفت که ما اصلاً از دولت بودجه‌ای نمی‌خواهیم. خوب بودجه نخواستید، نتیجه‌اش این وضعی است که فساد صدر و ذیل یک سیستم را ممکن است پاره پاره کند». (روزنامه بیان، 1 دی 78)

– در دوره هاشمی مخالفانش تحت پیگرد بودند: عباس عبدی در جای دیگر درباره فضای سیاسی حاکم در دوره رفسنجانی می‌نویسد: «در دوران هاشمی، کسانی تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. حال چه از نظر سیاسی، چه از نظر اقتصادی که مخالف ایشان بودند و هیچکس از منسوبین ایشان مورد پیگرد قرار نگرفتند و اگر هم گرفتند، بعد از دوران ریاست جمهوری ایشان بود».

– هاشمی یک فاجعه بود: مجتبی بدیعی، دیگر عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، رفسنجانی را عامل تمام گرفتاریها معرفی کرده و چنین اظهار می‌دارد: «هاشمی کسی نیست که به این سادگی حیات سیاسی‌اش را از دست بدهد. هاشمی عامل تمامی گرفتاریهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. هاشمی یک فاجعه است». (روزنامه بیان، 15 دی 78)

نمونه این رفتارها با هاشمی در آستانه انتخابات مجلس ششم از یک طرف و فعالیت اکبر گنجی، عضو غیررسمی اما فعال جبهه منحله مشارکت که از مدتها قبل در پی حمایت این حزب با انتشار کتاب «عالیجناب سرخپوش» خود به تخریب چهره رفسنجانی می‌پرداخت، از طرف دیگر قابل بررسی و دقت نظر است.

– هاشمی پشت یارانش را خالی می کرد: گنجی که همواره مورد حمایت حزب مشارکت بود، درخصوص مدیریت رفسنجانی می‌نویسد: «در دیداری که اخیراً در قم با برخی از مراجع داشتیم، یکی از آن بزرگان می‌فرمود وقتی هاشمی یکی از آقایان را برای عضویت در کابینه‌اش در تهران دعوت کردند، گفتم با طناب هاشمی به درون چاه نرو که عاقبت خوشی به دنبال ندارد. اتفاقاً پیش بینی ایشان درست از آب درآمد و پس از آن که فشارهای جناح راست افزایش پیدا کرد، هاشمی پشت آن وزیر را خالی کرد و او کابینه را ترک کرد». (سایت شریف نیوز، 16 بهمن 83)