به گزارش “سیرجان خبر؛ حجت کاظمی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر سیرجان در یاداشتی نوشت:

تا لحظه نگارش این متن هنوز نتیجه قطعی پزشکی قانونی مبنی بر دلیل فوت مهسا امینی و نیز هیچ سند، تصویر و مدرکی دال بر ضرب و شتم یا برخورد غیر متعارف پلیس انتشار نیافته است.
پدر مهسا امینی می گوید این اغتشاشات و تجمعات ارتباطی به ما ندارد، از طرفی برخی گروه ها و اشخاص حامی آشوب های خیابانی عنوان کرده اند که «مهسا امینی» یک اسم رمز بود و بارها از زبان مخالفین جمهوری اسلامی شنیدیم که این اتفاق بهانه ای بود برای شکل گیری این تجمعات و از همه جالب تر اینکه در تصاویر و کلیپ های منتشر شده از غالب تجمعات شکل گرفته در سراسر کشور هیچ تصویری و نمادی از خانم مهسا امینی به عنوان حتی بهانه این تجمعات در دست معترضین دیده نمیشود. آنچه بیشتر خط اعتراض و اغتشاش را از هم جدا میکند، کف زدن ها و رقصیدن ها و شادی های پس از به آتش کشیدن شال و روسری برخی فریب خوردگان حاضر در تجمعات است که هیچ تناسبی با عزادار بودن برای مهسا امینی ندارد.
بنابراین هم نام مهسا امینی و هم اعتراض نسبت به ابهام در فوت وی کاملاً از خط آشوب مجزا می گردد.

اسم رمز مهسا امینی کم کم کمرنگ می شود و جای خود را به «انقلاب زنان» می دهد، اما چون شاید بیشتر حاضرین در آشوب ها و مهاجمین به نیروهای امنیتی و مخربین اموال عمومی، از جنس مذکر هستند و به دلیل دلسوزی و حس ذاتی خواهرانه و مادرانه که در دختران و زنان ایرانی هست قطعا جلوی آسیب ها و تخریب های جدی و البته کشته و مجروح کردن مردم در لباس آتش نشان و متخصص اورژانس و سرباز و نیروی انتظامی و… را خواهند گرفت، و چون رسیدن به اهداف برنامه ریزان و محرکین آشوب ها، نیاز به حضور حداکثری آقایان دارد، بنابراین نباید نام آنها را از عنوان این حرکت حذف کرد، پس «انقلاب زنان» هم نام چندان مناسبی برای رمز ادامه آشوب ها نبوده هر چند طراحان اصلی باید آن را حفظ کنند تا جامعه نسوان را بتوانند بیش از گذشته به کف خیابان بکشانند.

در فراخوان های آشوب هیچ محدودیت سنی اعلام نشده و برای ضد انقلاب و گروه های تروریستی پشت صحنه، حضور حداکثری و تجمعات گسترده از اهمیت بالایی برخوردار است. اما باید تأمل کرد به دلیل عدم اعتماد نسل های با تجربه تر به محرکین خارج نشین و نیز اعتقاد به اینکه این نظام با سوزاندن سطل زباله تکان نمیخورد، بخش قابل توجهی از حاضرین در تجمعات را جوانان زیر ۲۵ سال تشکیل میدادند که باعث شد ناگهان نسل دهه هشتادی برای صحنه گردانان این فتنه با اهمیت جلوه کند و رمز جدیدی تولید شود با مضمون قیام دهه هشتادی ها و سعی شد با تعریف و تمجید کردن از شجاعت آنها از سوی افراد مشهور موسوم به سلبریتی، همچنان آتش این حضور در کف خیابان روشن بماند.

نسلی که فتنه های ۷۸ و ۸۸ با ابعاد بسیار بزرگتر و شرکت برخی روسای جمهور و مسئولین وقت در آنها را ندیده که چگونه رسوا شدند و پوزه ضد انقلاب با آن همه برنامه ریزی گسترده بین المللی و حمایت دولت های مختلف از فتنه گران، به خاک مالیده شد، مسلما با عدم شناخت از تاریخ و درک صحیح از مسائل پیرامونی، زودتر فریب خواهد خورد، هرچند با نگاهی جامعه شناسانه به تجمعات و تفکیک اتباع بیگانه، لیدرهای غیر بومی شهرستانها، عوامل منافقین و سلطنت طلبها، تنها عده قلیلی باقی می مانند که اکثر آنها قطعا به دلیل ایجاد فضای تخلیه هیجانی پا به این بازی گذاشته اند.
جالب اینجاست که در راهپیمایی های محکومیت اغتشاشات اخیر، همه نسل ها، خصوصا دهه هشتادی ها حضور پر رنگی داشتند. پس این تغییر یا بهتر است بگوییم تعدد اسم رمزها هم نتوانست حتی همان جمعیت اندک اولیه را در خیابان حفظ کند چه اینکه آن را افزایش دهد.
اما دشمنان قسم خورده این مردم خوب میدانند وقتی یک سرود، می تواند در اتفاقی معجزه گون، پرچم قیام نسلی معتقد به فرهنگ انتظار را در تمام دنیا برافرازد که هنوز نوبت ظهور و بروزش نرسیده، طبیعتا نباید ساکت بنشینند و برای مقابله با دهه نودی های سید علی، ناچار باید فکری کنند، که البته یقینا عِرض خود میبرند و زحمت ما می دارند…